{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلي که پيش تو ره يافت باز پس نرود

دلي که پيش تو ره يافت باز پس نرود
هوا گرفته ي عشق از پي هوس نرود
به بوي زلف تو دم مي زنم در اين شب تار
وگرنه چون سحرم بي تو يک نفس نرود
چنان به داغ غمت خو گرفته مرغ دلم
که ياد باغ بهشت ش در اين قفس نرود
نثار آه سحر مي کنم سرشک نياز
که دامن تو ام اي گل ز دسترس نرود
دلا بسوز و به جان برفروز آتش عشق
کزين چراغ تو دودي به چشم کس نرود
فغان بلبل طبعم به گلشن تو خوش است
که کار دلبري گل ز خار و خس نرود
دیدگاه ها (۴)

..نگرانم !‌ ولي چه بايد كردعشق ، دلوا لپسي نمي فهمددرد من ، ...

.حمید مصدق : تو گل سرخ منيتو گل ياسمنيتو چنان شبنم پاك سحري ...

سرسبز دل از شاخه بریدم ، تو چه کردی ؟افتادم و بر خاک رسیدم ،...

گله هارابگذار!ناله هارابس كن!روزگارگوش ندارد كه تو هي شِكوه ...

دلی که پیش تو ره یافت باز پس نرودهوا گرفته ی عشق از پی هوس ن...

دلی که پیش تو ره یافت باز پس نرودهوا گرفته ی عشق از پی هوس ن...

دلی که پیش تو ره یافت باز پس نرودهوا گرفته ی عشق از پی هوس ن...

دلی که پیش تو ره یافت باز پس نرودهوا گرفته ی عشق از پی هوس ن...

دلی که پیش تو ره یافت باز پس نرودهوا گرفته ی عشق از پی هوس ن...

دلی که پیش تو ره یافت باز پس نرودهوا گرفته ی عشق از پی هوس ن...

فغانِ بلبل طبعم به گلشن تو خوش استکه کار دلبریِ گل، ز خار و ...

دلا بسوز و به جان برفروز آتش عشقکزین چراغ تو دودی به چشم کس ...

دلا بسوز و به جان برفروز #آتش_عشق کزین چراغ #تــو دودی به چش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط