دلي که پيش تو ره يافت باز پس نرود
دلي که پيش تو ره يافت باز پس نرود
هوا گرفته ي عشق از پي هوس نرود
به بوي زلف تو دم مي زنم در اين شب تار
وگرنه چون سحرم بي تو يک نفس نرود
چنان به داغ غمت خو گرفته مرغ دلم
که ياد باغ بهشت ش در اين قفس نرود
نثار آه سحر مي کنم سرشک نياز
که دامن تو ام اي گل ز دسترس نرود
دلا بسوز و به جان برفروز آتش عشق
کزين چراغ تو دودي به چشم کس نرود
فغان بلبل طبعم به گلشن تو خوش است
که کار دلبري گل ز خار و خس نرود
هوا گرفته ي عشق از پي هوس نرود
به بوي زلف تو دم مي زنم در اين شب تار
وگرنه چون سحرم بي تو يک نفس نرود
چنان به داغ غمت خو گرفته مرغ دلم
که ياد باغ بهشت ش در اين قفس نرود
نثار آه سحر مي کنم سرشک نياز
که دامن تو ام اي گل ز دسترس نرود
دلا بسوز و به جان برفروز آتش عشق
کزين چراغ تو دودي به چشم کس نرود
فغان بلبل طبعم به گلشن تو خوش است
که کار دلبري گل ز خار و خس نرود
- ۳.۷k
- ۱۵ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط