زمستان بود

زمستان بود
زمستانی که پوستینش را
بر من می‌افکند
و من از سرما و دلتنگی
هیچ هراس نداشتم
و تو نجوا می‌کردی
دست‌هایت را بیاور
گیسوانم اینجاست ...
دیدگاه ها (۱)

و عشق؛ لبخندِ توست؛ از فرسنگ‏ها دورتر؛ آنگاه که نگاهت، فاصله...

🔴اعترافی تلخ از قاتلان شهید آرمان علیوردی 🔹هیچی نداشتم بزنمش...

استی: معلومه که تو مردی هستی که برای صبحانه سوپ دنده‌ی گاو ر...

« میگـم......پاییزجـآن🍁🍂این‌ دفع ڪہ دارے مـی‌آیـی، ڪمـی مهر...

«می‌گویند پاییز فصل عاشقی است؛ فصلِ دل‌سپردن‌های بی‌‌هوا و ق...

همه دغدغه‌ها و ترسهای یه رابطه رو الن دوباتن مثل یه معجزه در...

چشم‌هایتتا پیش از آن، هرگز نديده بودمت.نه اینکه نگاهت نكرده ...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

بهار یا تابستان ؟پاییز یا زمستان ؟شب یا روز ؟چه فرقی می کند...

در نامه ی آخرش نوشت :هرگز به عشق کسی نیاز نداشتم؛ اما اینبار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط