عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

امروز...
چندین بار عکست را نگاه کردم؛
نه برای دیدن یک تصویر،
برای نفس کشیدن در خاطره‌ی حضورت.
هر بار که چشمم به چشمانت افتاد،
انگار زمان چند لحظه ایستاد
و دلم، بی‌اختیار،
تمام فاصله‌ها را فراموش کرد.
عجیب است...
گاهی یک عکس،
از هزار دیدار واقعی نزدیک‌تر است.
می‌شود ساعت‌ها به آن خیره شد
و باز هم دلت سیر نشود.
امروز فهمیدم
دلتنگی فقط نبودنِ تو نیست؛
دلتنگی یعنی هر بار که عکست را می‌بینم،
بیشتر از قبل آرزو می‌کنم
کاش به جای این قابِ بی‌جان،
دست‌هایت را در دست‌هایم داشتم.
اگر از من بپرسند امروز چگونه گذشت،
می‌گویم:
با نگاه‌های بی‌شمار به عکست...
و با دلی که در هر نگاه،
اشک ریخت
دیدگاه ها (۰)

من اگر پرنده بودم،فکر می‌کردم پروازچیزی شبیه نگاه کردن به تو...

🖤🥀 همین...فقط دلتنگی‌هایش... 💔😭گاهی نبودنِ یک نفر، تمام دنیا...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

عاشقانه های شبنم

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑦ زیبایی برایم معنایِ واحدی ندا...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۲۰ | «یک عصر خانو...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❸_بخش دوم_مکانی جدید می‌رویم که تا به حال ندیده ...

🌅حس غریبی دارد روزهای جمعه…🥀چند حس را با هم تجربه می‌کنی؛هم ...

پارت ۱۳

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط