اعترافی تلخ از قاتلان شهید آرمان علیوردی

🔴اعترافی تلخ از قاتلان شهید آرمان علیوردی

🔴اعترافی تلخ از قاتلان شهید آرمان علیوردی

🔹هیچی نداشتم بزنمش،دست بردم تو کیفم دیدم ناخن گیر دارم روع کردم با ناخن گیر از گوشت تنش می‌کندم
دیدگاه ها (۲)

((جوانه عشق در قلبی سنگی))part:15[ویو جونگکوک]داشتم به دشمن ...

From hate to lovePart::4زنگ آخر خورد بچه ها داشتن میرفتن همه...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.26 (روایت از زبان ا.ت...

اقا بر خلاف میلم مدرسه دیروز باحال بود زنگ سوم ورزش داشتیم ب...

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

اجبار به بدبختی پارت ۱۰

*روایت یک جنایت دردناک در شهرک اکباتان* 🔹۲۱ سال بیشتر نداشت؛...

پارت: 23 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آفتابِ بی‌رحمِ یکشنبه صبح...

Part ²⁸ ویو لیلی ساعت 8 شب همینجوری نشسته بودم و به نیم...

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط