{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گرگ سیاه چشم تو دل را درید و رفت

گرگ سیاه چشم تو دل را درید و رفت
جان دادن فجیع دلم را ندید و رفت

وابسته شد درخت به بال پرنده ای
بیگانه وقت کوچ از آن جا پرید و رفت

گفتم که کاش مثل تو پروانه می شدم
دورم چه ساده پیله حسرت تنید و رفت

عمری کنار جاده به پایش نشستم و
از راه های دیگر دنیا رسید و رفت

خود را اسیر میله تن کرد یک قفس
وقتی که مرغ عشق دلش پر کشید و رفت

چندین غزل به شوق برایش سرودم و
ناگاه دل سپرد به شعر سپید و رفت #زهراسادات_ضرابی
دیدگاه ها (۲)

بگذار سر به سینه من تا که بشنویآهنگ اشتیاق دلی دردمند راشاید...

باور کن بی‌تفاوتی نفس‌گیر‌ترین اتفاقِ ممکن است . فاجعه‌ای که...

هرچه با تنهایی من آشناتر می شویدیرتر سر میزنی و بی وفاتر می ...

ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﯽ ﺍﺕ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﺮﮒ ﻣﻦ ، ﺑﻪ ﯾﺎﺩﺕ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﻢ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻗﺪﺭﺗﻢﺑﺪﻭﻥ ﺗﻮ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط