همزبانی نیست تا بر گویمش
همزبانی نیست تا بر گویمش
راز این اندوه وحشتبارخویش
بیگمان هرگز کسی چون من نکرد
خویشتن را مایه آزار خویش
از منست این غم که بر جان منست
دیگر این خود کرده را تدبیر نیست
پای در زنجیر می نالم که هیچ
الفتم با حلقه رنجیر نیست
آه،اینست آنچه می جستی به شوق
راز من ،راز زنی دیوانه خو
راز موجودی که در فکرش نبود
ذره ای سودای نام و آبرو
رازموجودی که دیگر هیچ نیست
جز وجودی نفرت آور بهتر تو
آه،اینست آنچه رنجم میدهد
ورنه ،کی ترسم زخشم و قهر تو
راز این اندوه وحشتبارخویش
بیگمان هرگز کسی چون من نکرد
خویشتن را مایه آزار خویش
از منست این غم که بر جان منست
دیگر این خود کرده را تدبیر نیست
پای در زنجیر می نالم که هیچ
الفتم با حلقه رنجیر نیست
آه،اینست آنچه می جستی به شوق
راز من ،راز زنی دیوانه خو
راز موجودی که در فکرش نبود
ذره ای سودای نام و آبرو
رازموجودی که دیگر هیچ نیست
جز وجودی نفرت آور بهتر تو
آه،اینست آنچه رنجم میدهد
ورنه ،کی ترسم زخشم و قهر تو
- ۱.۳k
- ۱۸ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط