تاریخ کوتاه ایران و جهان-921
تاریخ کوتاه ایران و جهان-921
_______________________________
فرستاده شدن «مسلم ابن عقیل» به کوفه ، از سوی حسین ، در پی درخواست مردم کوفه از حسین ، برای رفتن به این شهر
__________________________________________________________
«علیگرایان» (شیعیان) کوفه ، که از مرگ معاویه ، بسیار خوشنود (خوشحال) شده بودند ؛ با فرستادن هفت پیک (قاصد) با کیسههائی پر از نامه به نزد حسین ، از او خواهش کردند که به کوفه بیاید ، تا بتوانند زمینههای سرنگون کردن فرمانروائی «امویان» را فراهم بکنند . حسین ، در پاسخ به این خواهش کوفیان ، نامهای با این درونمایه (محتوی) ، برای کوفیان نوشت که:
من با فرمانروا (خلیفه) شدن «یزید ابن معاویه» ، ناسازگاری آشتیناپذیری دارم ؛ و با آن مبارزه خواهم کرد ؛ چون او کس (شخص) شایستهای برای رسیدن به فرمانروائی (خلافت) نیست ؛ پس ای مردم ، مرا در این مبارزه ، یاری کنید.
ولی حسین ، پیش از آنکه خود ، به کوفه برود ؛ پسرعمویش ، «مسلم ابن عقیل» ، را به آنجا فرستاد ، تا پیراچگونی (شرایط) کوفه را بررسی کند ؛ ولی همگاهانه ، به او سفارش کرد که این کارگزاری (مأموریت) خود را پنهان (مخفی) نگه دارد . پس از اینکه مسلم ، در آغازگان (اوایل) ماه جولای سال 680 زادروزی (میلادی) ، به مسجد کوفه رسید ؛ و نامهٔ بالایادشدهء (فوقالذکر) حسین را برای مردم خواند ؛ مردم کوفه ، بیدرنگ (فورا) ، آمادگی خود برای جنگیدن درکنار حسین را به آگاهی مسلم رساندند.
پشتیبانان (طرفداران) امویان و کسانی چون «عمر ابن سعد» ، «محمد ابن اشعث» و «عبدالله ابن مسلم» ، در نامههایی ؛ گزارش این رویدادها ، و ناتوانی «نعمان ابن بشیر» — فرماندار کوفه — را به یزید رساندند . یزید هم بیدرنگ ، نعمان را برکنار (عزل) کرد و «عبیدالله ابن زیاد» —فرماندار بصره — را بجای او ، به فرمانداری کوفه گماشت ؛ و به او فرمان داد تا بیدرنگ (سریعاً) به کوفه برود و آشوبها را بخواباند و «مسلم ابن عقیل» را سرکوب کند.
«عبیدالله ابن زیاد» ، با دگرگون کردن نمایهء (ظاهر) خود ، پنهانی (مخفیانه) به کوفه رفت و خود را آمادهء سرکوب پشتیبانان (هواداران) حسین کرد . او با شناختی که از کوفیان داشت ، با کارهائی همچون ترسآورش (تهدید) ، فزونخواهسازی (تطمیع) ، و چوپراکنی (شایعهپراکنی) ، توانست کوفه را از دست پشتیبانان (هواداران) حسین بیرون بیاورد ؛ و همچنین ، سپاهی از کوفه را برای جنگ با حسین ، پدید بیاورد ؛ تا بتواند به خواست (هدف) پایهای (اصلی) امویان که کشتن حسین بود برسد . مسلم هم که ناچار شده بود در پی این گامبرداریهای (اقدامات) «عبیدالله ابن زیاد» ، خود را پنهان (مخفی) کند ؛ سرانجام در روز 13 ماه سپتامبر سال 680 زادروزی (میلادی) ، دستگیر و کشته شد . «هانی ابن عروه» ، رهبر تیرهء (طایفهء) «مراد» نیز ، که به مسلم یاری رسانده بود ، به چلیپا (صلیب) کشیده شد . یزید سپس ، با فرستادن نامهای ، از «عبیدالله ابن زیاد» سپاسگزاری کرد و به وی فرمان داد که پایشگر (مراقب) حسین و پیروانش باشد ؛ و اگر ایشان خواستند که جنگی را آغاز کنند ، آنان را بکشد . این در حالی بود که مسلم ، چند روز پیش از این دگرگونیها ، نامهای بسیار خوشبینانه را ، برای حسین فرستاده بود.
پژوهشپایهها (منابع تحقیق):
(1) نوشتارهء (مقالهء) ویکیپدیا فارسی ، دربارهء حسین ابن علی را در گوگل بیابید و بخوانید.
(2) https://en.wikipedia.org/wiki/Husayn_ibn_Ali
_______________________________
فرستاده شدن «مسلم ابن عقیل» به کوفه ، از سوی حسین ، در پی درخواست مردم کوفه از حسین ، برای رفتن به این شهر
__________________________________________________________
«علیگرایان» (شیعیان) کوفه ، که از مرگ معاویه ، بسیار خوشنود (خوشحال) شده بودند ؛ با فرستادن هفت پیک (قاصد) با کیسههائی پر از نامه به نزد حسین ، از او خواهش کردند که به کوفه بیاید ، تا بتوانند زمینههای سرنگون کردن فرمانروائی «امویان» را فراهم بکنند . حسین ، در پاسخ به این خواهش کوفیان ، نامهای با این درونمایه (محتوی) ، برای کوفیان نوشت که:
من با فرمانروا (خلیفه) شدن «یزید ابن معاویه» ، ناسازگاری آشتیناپذیری دارم ؛ و با آن مبارزه خواهم کرد ؛ چون او کس (شخص) شایستهای برای رسیدن به فرمانروائی (خلافت) نیست ؛ پس ای مردم ، مرا در این مبارزه ، یاری کنید.
ولی حسین ، پیش از آنکه خود ، به کوفه برود ؛ پسرعمویش ، «مسلم ابن عقیل» ، را به آنجا فرستاد ، تا پیراچگونی (شرایط) کوفه را بررسی کند ؛ ولی همگاهانه ، به او سفارش کرد که این کارگزاری (مأموریت) خود را پنهان (مخفی) نگه دارد . پس از اینکه مسلم ، در آغازگان (اوایل) ماه جولای سال 680 زادروزی (میلادی) ، به مسجد کوفه رسید ؛ و نامهٔ بالایادشدهء (فوقالذکر) حسین را برای مردم خواند ؛ مردم کوفه ، بیدرنگ (فورا) ، آمادگی خود برای جنگیدن درکنار حسین را به آگاهی مسلم رساندند.
پشتیبانان (طرفداران) امویان و کسانی چون «عمر ابن سعد» ، «محمد ابن اشعث» و «عبدالله ابن مسلم» ، در نامههایی ؛ گزارش این رویدادها ، و ناتوانی «نعمان ابن بشیر» — فرماندار کوفه — را به یزید رساندند . یزید هم بیدرنگ ، نعمان را برکنار (عزل) کرد و «عبیدالله ابن زیاد» —فرماندار بصره — را بجای او ، به فرمانداری کوفه گماشت ؛ و به او فرمان داد تا بیدرنگ (سریعاً) به کوفه برود و آشوبها را بخواباند و «مسلم ابن عقیل» را سرکوب کند.
«عبیدالله ابن زیاد» ، با دگرگون کردن نمایهء (ظاهر) خود ، پنهانی (مخفیانه) به کوفه رفت و خود را آمادهء سرکوب پشتیبانان (هواداران) حسین کرد . او با شناختی که از کوفیان داشت ، با کارهائی همچون ترسآورش (تهدید) ، فزونخواهسازی (تطمیع) ، و چوپراکنی (شایعهپراکنی) ، توانست کوفه را از دست پشتیبانان (هواداران) حسین بیرون بیاورد ؛ و همچنین ، سپاهی از کوفه را برای جنگ با حسین ، پدید بیاورد ؛ تا بتواند به خواست (هدف) پایهای (اصلی) امویان که کشتن حسین بود برسد . مسلم هم که ناچار شده بود در پی این گامبرداریهای (اقدامات) «عبیدالله ابن زیاد» ، خود را پنهان (مخفی) کند ؛ سرانجام در روز 13 ماه سپتامبر سال 680 زادروزی (میلادی) ، دستگیر و کشته شد . «هانی ابن عروه» ، رهبر تیرهء (طایفهء) «مراد» نیز ، که به مسلم یاری رسانده بود ، به چلیپا (صلیب) کشیده شد . یزید سپس ، با فرستادن نامهای ، از «عبیدالله ابن زیاد» سپاسگزاری کرد و به وی فرمان داد که پایشگر (مراقب) حسین و پیروانش باشد ؛ و اگر ایشان خواستند که جنگی را آغاز کنند ، آنان را بکشد . این در حالی بود که مسلم ، چند روز پیش از این دگرگونیها ، نامهای بسیار خوشبینانه را ، برای حسین فرستاده بود.
پژوهشپایهها (منابع تحقیق):
(1) نوشتارهء (مقالهء) ویکیپدیا فارسی ، دربارهء حسین ابن علی را در گوگل بیابید و بخوانید.
(2) https://en.wikipedia.org/wiki/Husayn_ibn_Ali
- ۲.۴k
- ۰۳ اسفند ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط