خواستم پنجره را باز کنم ، گفتی نه
خواستم پنجره را باز کنم ، گفتی نه
جای ِ مهتاب تو را ناز کنم ، گفتی نه
دست بردم بزنم پرده به یکسو و خودم
خانه را غرق در آواز کنم ، گفتی نه
به سرم زد گل ِ گلدان ِ اتاقت بشوم
عطر ِ خود را به تو ابراز کنم ، گفتی نه
آرزو داشتم آیینه شوم تا که تو را
یک دل ِ سیر برانداز کنم ، گفتی نه
زخمه برداشتم از شوق شده مثل نسیم
تاری از موی ِ تو را ساز کنم ، گفتی نه
آمدم حافظ ِ آن شاخه نباتت باشم
عشق را ساکن ِ شیراز کنم ، گفتی نه
زیر ِ آوار ِ سکوتی که به جانم می ریخت
لب گشودم سخن آغاز کنم ، گفتی نه
دلخور از تو به در ِ باز ِ قفس خیره شدم
آسمان گفت که پرواز کنم ، گفتی نه
شهراد میدری
جای ِ مهتاب تو را ناز کنم ، گفتی نه
دست بردم بزنم پرده به یکسو و خودم
خانه را غرق در آواز کنم ، گفتی نه
به سرم زد گل ِ گلدان ِ اتاقت بشوم
عطر ِ خود را به تو ابراز کنم ، گفتی نه
آرزو داشتم آیینه شوم تا که تو را
یک دل ِ سیر برانداز کنم ، گفتی نه
زخمه برداشتم از شوق شده مثل نسیم
تاری از موی ِ تو را ساز کنم ، گفتی نه
آمدم حافظ ِ آن شاخه نباتت باشم
عشق را ساکن ِ شیراز کنم ، گفتی نه
زیر ِ آوار ِ سکوتی که به جانم می ریخت
لب گشودم سخن آغاز کنم ، گفتی نه
دلخور از تو به در ِ باز ِ قفس خیره شدم
آسمان گفت که پرواز کنم ، گفتی نه
شهراد میدری
- ۲.۵k
- ۳۱ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط