سر چشمه رسیدم با دل زار

سر چشمه رسیدم با دل زار
با امیدی که ببینم روی دلدار
ولی از بخت بد خشکیده چشمه
ندارد کاگل و سنگ از کف باغ🥀🍃🕊️
دیدگاه ها (۰)

من از روز ازل، دیوانه بودمدیوانه روی تو، سرگشته کوی توسرخوش ...

دوست به کین است و آسمان به کمینم خستـه دل از دست آسمان و زمی...

تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم تو بگو عشق که مـن عــ...

اینکه غم دنیا به دلم هست مهم نیستدنیا شده یک کوچه بن بست مهم...

شکسته بغض توام گریه در گلو پاییز تو از کدام دیاری به من بگو،...

عاشقانه های شبنم

مرغ دلم در حـــرم قم نشست روی لب از شوق تبسم نشست رد شدم ا...

برده عمارت جئون

چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد ⤵️منم بنده...

مرد ویترویوسی اثری از لئوناردو داوینچی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط