{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبی در کنج میخانه""گرفتم تیغ در دستم""بگفتم خالقا یارب تو

شبی در کنج میخانه""گرفتم تیغ در دستم""بگفتم خالقا یارب تو فکر کردی ک من مستم"""کجایی تو""چ هستی تو""چ میخاهی تو از قلبم""تو از مستی چ میدانی""تو از عمرم چ میخاهی""توفرعون را خدا کردی""تو شیرین را ز فرهادش جدا کردی""سپردی تیغ بر ظالم ب مظلومان جفاکردی""ب آن شیطان خونخارت تو ظلم را عطا کردی""مرا از عشق دیرینم سوا کردی"",سپس گویی نشو کافر""تو فکر کردی ک من مستم""خدایا گر عزیزت را کسی دیگر ب مستی در بغل گیرد ""تو آیا همچنان از صبر ایوبت در آن قران جاویدت سخن آری""تو بی پرده کفرخاهی گفت !!نخاهی گفت""خداوندا غرورم را هوس داران شکستند""جوانی ام گرفتند ""هنوزم پای میکوبندو""میرقصند""عجب دنیای بیرحمی عطا کردی""خدا بی پرده میگویم ""خطاکردی ""تو دستم را رها کردی"",کارو"""
دیدگاه ها (۹)

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۵

شبی در کنج میخانه گرفتم تیغ در دستم:بگفتم: خالقا٬یارب تو فکر...

شبی در کنج میخانه گرفتم تیغ در دستم:بگفتم: خالقا٬یارب تو فکر...

شبی در کنج میخانه گرفتم تیغ در دستم..بگفتم:خالقا، یارب تو فک...

خدا...شَبی دَر کُنجِ مِیخانِه گِرِفتَم تیغ دَر دَستَم.. بِگُ...

شَبی دَر کُنجِ مِیخانِه گِرِفتَم تیغ دَر دَستَم.. بِگُفتَم: ...

شَبی دَر کُنجِ مِیخانِه گِرِفتَم تیغ دَر دَستَم.. بِگُفتَم: ...

شبی درکنج میخانه گرفتم تیغ در دستمبگفتم خالقا یارب تو فکر کر...

خاطره نساز تقاص خاطره جنونههمه میگن نزار عکساش پیشت بمونهی و...

𝐩𝟓𝟕

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط