از پنجره ی اتاقم به آسمون نگاه میکنم

از پنجره ی اتاقم به آسمون نگاه میکنم
یه تیکه ابر میبینم در حالِ حرکت
خیلی سریع کل پنجره رو ابرا میگیرن
وقتی این حرکت سریع ابرا رو میببنم
دلـــم گرم میشه
به اینکه تلخی ها موندگار نیستن و زمیــــن به سرعت در حالِ چرخشه ... ابرا دارن لحظه ها رو میبرن ؛
تلخی هارو دادم دست لحظه ها که برن و ابرای بعدی برام بهترین حس ها رو بیارن ... ابرای سال 96 بهتون دل خوشم .
نشونم بدید که پاداش صبوری هام لبخند لحظه هاست ... #ف_اشرفی
دیدگاه ها (۵۷)

اوسی مای هیرو آکادمی

جدایی

Anya x Damian پارت۶۲

چند پارتی.. وقتی مجبوری با رئیست سفر کاری بری.. Part 1(ویو ا...

چندپارتی تهیونگ

Part:۲۰

{سناریو ریندو}یکم هنتای داره مشتی خواستی نخون 🎀 چشماش دودوتا...

زندگی دوباره

part 3رفتم سمت میز و جمعش کردم.. بعدش سمت اتاقم قدم برداشتم....

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 36جک به جونگکوک که ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط