[۶/۱۸، ۱:۵۰] +98 912 252 2447: آب و غذای مرغ آسمانی
[۶/۱۸، ۱:۵۰] +98 912 252 2447: آب و غذای مرغ آسمانی
عمار بن ياسر و جابر انصاري هر يك گويند : من در بيابن با أميرالمؤمنين عليهالسلام بودم كه ديدم آن حضرت از جاده منحرف شد ، چون به دنبال او رفتم ديديم كه نظر به آسمان ميكند و سپس گفت : آفرين بر تو اي مرغ كه به فضل خدا از صيد ايمن گشتي .
عرض كردم : اي مولاي من اين مرغ كجاي هواست ؟ حضرت فرمود : آيا ميخواهي او را ببيني و كلام او را بشنوي ؟ عرض كردم : بله اي آقاي من .
حضرت نظري به آسمان نمود و دعاي آهستهاي خواند كه ناگهان آن مرغ به زمين آمد و روي دست حضرت آرميد .
حضرت با دست خود بر پشت آن مرغ كشيدند و گفتند : به اذن خدا به سخن درآي ، من علي بن أبيطالب هستم .
خداوند آن مرغ را به زبان عربي فصيح گويا كرد و گفت : السلام عليك يا أميرالمؤمنين و رحمة الله و بركاته .
حضرت جواب سلام او را دادند و گفتند : آب و غذاي تو در اين فلات و بيابان خشك و بي آب و علف از كجاست ؟ عرض كرد : اي آقاي من چون من به ياد ميآورم ولايت شما اهل بيت را سير ميشوم ، و چون تشنه شوم از دشمنان شما بيزاري ميجويم سيراب ميگردم .
حضرت فرمود : با بركت باشي با بركت باشي . و سپس آن مرغ پريد ، مثل قول خدا كه از قول سليمان ميگويد : يـ'ا أيها الناس علمنا منطق الطير»
مناقب ابن شهرآشوب ج 1 ، ص 451
[۶/۱۸، ۱:۵۰] +98 912 252 2447: مناظره امام باقر علیه السلام با طاووس یمانی
روزی امام باقر علیه السلام در مسجد الحرام با اصحابش نشسته بود که طاووس یمانی با عدهای از پیروانش جلو آمد و سلام کرد و گفت:« آیا به من اجازه میدهید سؤال کنم؟»
امام فرمود:«بله، بپرس!»
طاووس پرسید:«چه زمانی بود که یک سوّم مردم دنیا هلاک شدند؟»
امام فرمود:«اشتباه کردی! باید میگفتی یک چهارم مردم؛ و آن وقتی بود که قابیل برادرش هابیل را کشت. در آن زمان مردم دنیا فقط چهار نفر بودند: آدم و حوا و هابیل و قابیل. پس یکچهارم اهل دنیا هلاک شدند.»
طاووس گفت:« بله، شما درست فرمودید. من اشتباه کردم.»
بعد پرسید:«کدامیک ازآن دو برادر، پدر جهانیانند که فرزندانشان تا امروز زیاد شده؟»
امام فرمود:«هیچیک. مردم جهان نسل فرزند دیگر حضرت آدم یعنی« شیث» هستند.»
طاووس پرسید:«چرا حضرت آدم، « آدم» نامیده شده؟»
امام فرمود:«چون گِل او را از« ادیم» (پوستهی رویی )زمین برداشتهاند. »
طاووس پرسید:«چرا به حضرت حوّا ،«حوا» گفته میشود؟»
امام فرمود:«چون حوّا از پهلوی موجود «حیّ» خلق شد.» (یعنی پس از اینکه حضرت آدم، دارای روح شد، از کنار گِل او حوا آفریده شد.»
طاووس پرسید:«ابلیس به چه دلیلی، به این نام خوانده می شود؟»
امام فرمود:«ابلیس به معنای ناامید است و چون شیطان از رحمت خدای عزّوجل نا امید شد، او را به این نام میخوانند.»
پرسید:«جن را چرا به این نامه میخوانند؟»
فرمود:«جن یعنی پنهان؛ و چون جنها از دیدهها پنهانند، به این نام خوانده میشوند.»
پرسید:«چه کسی اوّلین دروغ را گفت؟»
فرمود:«اولین دروغ را « ابلیس» گفت، وقتی که گفت: من بهتر از آدم هستم. (سوره اعراف آیه. 12)»
پرسید:«کدام گروهند که شهادت به حق دادهاند، ولی دروغگویند؟»
فرمود:«منافقینی که به رسول الله گفتند: « ما شهادت میدهیم که تو رسول خدایی.» سپس آیه نازل شد که: وقتی منافقین میآیند و میگویند ما شهادت میدهیم که تو رسول خدایی...، خداوند شهادت میدهد که آنان دروغ میگویند.» (سوره منافقون، آیهی 1)
طاووس پرسید:« کدام پرنده بود که فقط یک بار پرواز کرد؟»
فرمود:« آن پرنده، «کوه طور » بود که خداوند آن را با بالهایی از انواع عذاب به پرواز درآورد تا بنی اسرائیل ، تورات را قبول کنند؛ چرا که در قرآن چنین آمده است:« ما کوه را بر سر آنها مانند سایبانی بلند کردیم و آنها گمان کردند که روی سر آنها خواهد افتاد. » (سوره اعراف، آیه 171)
طاووس پرسید:« فرستادهی خدا که نه از جنّ است و نه از انس و نه از ملائکه کیست؟»
امام فرمود:« کلاغی است که خداوند آن را فرستاد تا به قابیل نشان دهد جنازهی برادرش را چگونه در خاک پنهان کند؛ چرا که در قرآن چنین آمده است:« پس خداوند کلاغی را فرستاد تا زمین را کنار بزند و به او نشان دهد چگونه برادرش را به خاک بسپارد.» (سوره مائده، آیه31)
طاووس پرسید:« موجودی که به قوم خود هشدار داد ولی نه از جنس جن بود، نه انسان و نه ملائکه؟»
امام فرمود:« مورچه بود. خداوند در قرآن میفرماید:« آن مورچه گفت: ای مورچگان، داخل خانههای خود شوید تا سلیمان و لشکریانش شما را لگد نکنند، چرا که آنها شما را نمیبینند.» (سوره نمل، آیه 18)
پرسید:« کیست که به او
عمار بن ياسر و جابر انصاري هر يك گويند : من در بيابن با أميرالمؤمنين عليهالسلام بودم كه ديدم آن حضرت از جاده منحرف شد ، چون به دنبال او رفتم ديديم كه نظر به آسمان ميكند و سپس گفت : آفرين بر تو اي مرغ كه به فضل خدا از صيد ايمن گشتي .
عرض كردم : اي مولاي من اين مرغ كجاي هواست ؟ حضرت فرمود : آيا ميخواهي او را ببيني و كلام او را بشنوي ؟ عرض كردم : بله اي آقاي من .
حضرت نظري به آسمان نمود و دعاي آهستهاي خواند كه ناگهان آن مرغ به زمين آمد و روي دست حضرت آرميد .
حضرت با دست خود بر پشت آن مرغ كشيدند و گفتند : به اذن خدا به سخن درآي ، من علي بن أبيطالب هستم .
خداوند آن مرغ را به زبان عربي فصيح گويا كرد و گفت : السلام عليك يا أميرالمؤمنين و رحمة الله و بركاته .
حضرت جواب سلام او را دادند و گفتند : آب و غذاي تو در اين فلات و بيابان خشك و بي آب و علف از كجاست ؟ عرض كرد : اي آقاي من چون من به ياد ميآورم ولايت شما اهل بيت را سير ميشوم ، و چون تشنه شوم از دشمنان شما بيزاري ميجويم سيراب ميگردم .
حضرت فرمود : با بركت باشي با بركت باشي . و سپس آن مرغ پريد ، مثل قول خدا كه از قول سليمان ميگويد : يـ'ا أيها الناس علمنا منطق الطير»
مناقب ابن شهرآشوب ج 1 ، ص 451
[۶/۱۸، ۱:۵۰] +98 912 252 2447: مناظره امام باقر علیه السلام با طاووس یمانی
روزی امام باقر علیه السلام در مسجد الحرام با اصحابش نشسته بود که طاووس یمانی با عدهای از پیروانش جلو آمد و سلام کرد و گفت:« آیا به من اجازه میدهید سؤال کنم؟»
امام فرمود:«بله، بپرس!»
طاووس پرسید:«چه زمانی بود که یک سوّم مردم دنیا هلاک شدند؟»
امام فرمود:«اشتباه کردی! باید میگفتی یک چهارم مردم؛ و آن وقتی بود که قابیل برادرش هابیل را کشت. در آن زمان مردم دنیا فقط چهار نفر بودند: آدم و حوا و هابیل و قابیل. پس یکچهارم اهل دنیا هلاک شدند.»
طاووس گفت:« بله، شما درست فرمودید. من اشتباه کردم.»
بعد پرسید:«کدامیک ازآن دو برادر، پدر جهانیانند که فرزندانشان تا امروز زیاد شده؟»
امام فرمود:«هیچیک. مردم جهان نسل فرزند دیگر حضرت آدم یعنی« شیث» هستند.»
طاووس پرسید:«چرا حضرت آدم، « آدم» نامیده شده؟»
امام فرمود:«چون گِل او را از« ادیم» (پوستهی رویی )زمین برداشتهاند. »
طاووس پرسید:«چرا به حضرت حوّا ،«حوا» گفته میشود؟»
امام فرمود:«چون حوّا از پهلوی موجود «حیّ» خلق شد.» (یعنی پس از اینکه حضرت آدم، دارای روح شد، از کنار گِل او حوا آفریده شد.»
طاووس پرسید:«ابلیس به چه دلیلی، به این نام خوانده می شود؟»
امام فرمود:«ابلیس به معنای ناامید است و چون شیطان از رحمت خدای عزّوجل نا امید شد، او را به این نام میخوانند.»
پرسید:«جن را چرا به این نامه میخوانند؟»
فرمود:«جن یعنی پنهان؛ و چون جنها از دیدهها پنهانند، به این نام خوانده میشوند.»
پرسید:«چه کسی اوّلین دروغ را گفت؟»
فرمود:«اولین دروغ را « ابلیس» گفت، وقتی که گفت: من بهتر از آدم هستم. (سوره اعراف آیه. 12)»
پرسید:«کدام گروهند که شهادت به حق دادهاند، ولی دروغگویند؟»
فرمود:«منافقینی که به رسول الله گفتند: « ما شهادت میدهیم که تو رسول خدایی.» سپس آیه نازل شد که: وقتی منافقین میآیند و میگویند ما شهادت میدهیم که تو رسول خدایی...، خداوند شهادت میدهد که آنان دروغ میگویند.» (سوره منافقون، آیهی 1)
طاووس پرسید:« کدام پرنده بود که فقط یک بار پرواز کرد؟»
فرمود:« آن پرنده، «کوه طور » بود که خداوند آن را با بالهایی از انواع عذاب به پرواز درآورد تا بنی اسرائیل ، تورات را قبول کنند؛ چرا که در قرآن چنین آمده است:« ما کوه را بر سر آنها مانند سایبانی بلند کردیم و آنها گمان کردند که روی سر آنها خواهد افتاد. » (سوره اعراف، آیه 171)
طاووس پرسید:« فرستادهی خدا که نه از جنّ است و نه از انس و نه از ملائکه کیست؟»
امام فرمود:« کلاغی است که خداوند آن را فرستاد تا به قابیل نشان دهد جنازهی برادرش را چگونه در خاک پنهان کند؛ چرا که در قرآن چنین آمده است:« پس خداوند کلاغی را فرستاد تا زمین را کنار بزند و به او نشان دهد چگونه برادرش را به خاک بسپارد.» (سوره مائده، آیه31)
طاووس پرسید:« موجودی که به قوم خود هشدار داد ولی نه از جنس جن بود، نه انسان و نه ملائکه؟»
امام فرمود:« مورچه بود. خداوند در قرآن میفرماید:« آن مورچه گفت: ای مورچگان، داخل خانههای خود شوید تا سلیمان و لشکریانش شما را لگد نکنند، چرا که آنها شما را نمیبینند.» (سوره نمل، آیه 18)
پرسید:« کیست که به او
- ۱.۳k
- ۳۱ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط