{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواستم با یک غزل از عشق معنایت کنم

خواستم با یک غزل از عشق معنایت کنم
عاشقانه در سکوت شب تماشایت کنم

خواستم امشب کنار پنجره در نور ماه
در تمام خاطرات کهنه پیدایت کنم

خواستم در سجده گاه معبد چشمان تو
جان فدای آن نگاه مست زیبایت کنم

عطر گلهای تنم بوی خوشی دارد ز تو
خواستم آغوش خود را باغ رویایت کنم

در تنم از نام تو لرزید جان عاشقم
عاقبت با بوسه ای مستانه شیدایت کنم

هر شبی یادت شبیخون می زند بر پیکرم
دلخوشم هر لحظه و هردم تمنایت کنم

باز می خواهم که در تنهایی و در خلوتم
یک بغل احساس را تقدیم دنیایت کنم
دیدگاه ها (۴)

یک بوسه بده تا دلم آرام شود این وحشی بگریخته ات رام شود ترسم...

گم شدن در کوچه های بی کسی ...حقم نبودوای این دلشوره ها ...دل...

ماتِ چشمانِ توأم؛ امّا دلم درگیر نیستاز تو ای یوسف دلم سیر ا...

از تو پنهان می کنم رنگ صدایم را هنوزپیش چشمت می کنم گم دست و...

سلام دوست عزیز ..روزت زیبا☺️❣️☺️❣️https://wisgoon.com/v/W4WV...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط