Souls of dancers

توتاکسی نشسته بودم
بغل دستیم گفت میشه بکشی پایین؟؟
گفتم میخای بخوری؟؟
گفت عوضی شیشه رو میگم
منم گفتم بیشعوور منم هوارو میگم
مردم چ منحرف شدن ها😒😂
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
‏تو صف عابر بانک از پیرمرده پرسیدم میشه تو اینا پول هم گذاشت؟
گفت: پسرم اگه پول داشته باشی میتونی تو هرچی خواستی بذاری😂
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
زن باید :
کله صبح آقاشونو به زور از رختخواب
بکشه بیرون
ببره دست و صورتشو بشوره ،
بیارتش تو آشپز خونه
بعد بهش بگه:
عشقم! ظرفای دیشب هنوز مونده ،
اول اینا رو بشور بعد برو سرکار..😂😂
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
زنه میره نجّاری،میگه آقا هر وقت اتوبوس رد میشه کمدِ ما خیلی میلرزه،میشه بیاید نگاه کنید؟
یارو میره یکم سفت کاری میکنه،ولی درست نمیشه!!!
بعد زنه میگه آقا اصلا بشین تو کمد اتوبوس اومد ببین مشکل از کجاست...!
تا یارو میشینه درو میبنده،شوهره زنه میاد خونه درِ کمدو باز میکنه،میگه تو اینجا چیکار میکنی؟؟؟
یارو میگه ناموووسن بگم منتظره اتوبوسم باورت میشه؟!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
‏برید به اکساتون پیام بدید بگید من هنوز دوست دارم عاشقتم
تا سین زد بلاکش کنید
خدا تو سوره بقره گفته دشمن را گیج کنید🗿😂😂‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

#دنیای_فانتزی_ویسگون
#FantasyWorldWisgoon
#فانتزی #کیوت #بامزه
#رویایی #زیبا #جادویی
دیدگاه ها (۲۶)

سناریو بلولاک/:قفل آبی

تصادف نزریک محل کارم

من عاشق یک مافیا شدم Part 2#جونگکوکجونگکوک :هر چی ام که شده...

امید به زندگیییی😹✨اکثریت یا آیندشون یا حالشون ی افسرده ی بدب...

👈👈👈👈👈👈👈👈مهم یک موضوعی رو برات میگممنتهی نیاز هست خودت هم یکم...

معرفی اوسی/oc/آرت جدید/حمایت?

پارت ۱۱#عمارت_بونتن_با_حضور_دو_سانو_ی_اعظم●●●●●●●●●■■■■○■■■■...

پارت 26 رمان عشق مدرسه ای جونگین: اگه جرعت داری یکیو تو جمع...

بچه های این کانال نتنها از اتفاقاتی ک برای دنبا میوفته سوپرا...

Part 47کیم‌ویا.ت: ته خیلی با سلیقه ایتهیونگ: تو هم یکی از سل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط