{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در نگاه خلق، از ديوانگان كم نيستم

در نگاه خلق، از ديوانگان كم نيستم
فكر زخمى دیگرم، دنبال مرهم نيستم‌
ظاهرم چون بيد مجنون است و باطن مثل سرو
از تواضع سر به زير انداختم؛ خم نيستم
لطف خورشيد است اگر از ماه نورى مى رسد
آنچه فهميدى غلط بود؛ آنچه هستم، نيستم
شيشه اى نازكدلم؛ اما بدان اى سنگدل
خرد شد هركس كه مى پنداشت محكم نيستم
جام زهرت را بياور! من براى زندگی
بيش از اين چیزی كه مى بينى مصمم نيستم.

-حسین دهلوی.
دیدگاه ها (۰)

ترسم این است که به تو هدیه کنم شعرم را و تو آن را به کسی؛ وا...

گاهی باید روئید از پس آن بارانگاهی باید خندید بر غمی بی‌پایا...

چه بگویم که دگر حوصله ای نیست مرادگر از دست کسی هم گله ای نی...

شاید بیایی...اما نه از آن راهی که چشم‌هایم هر شب به انتظارش ...

نگاه خلق، از دیوانگان کم نیستمفکر زخمی دیگرم، دنبال مرهم نيس...

آنچه فهمیدی غلط بود؛ آنچه هستم، نیستم!

ظاهرم چون بید مجنون است و باطن مثل سرو...از تواضع سر به زیر ...

ظاهرم چون بید مجنون است و باطن مثل سرواز تواضع سر به زیر اند...

ظاهرم چون بید مجنون است و باطن مثل سرواز تواضع سر به زیر اند...

به همان مقدار داار تقلبی در سطل زباله ریختم و اتش زدم و فیلم...

تو فکر می‌کنی ریدینگ اسلامپ شدی ولی !؟ریدینگ اسلامپ (کتاب خو...

من نگاه از مردم این شهر میدزدم ولیآنکه را سیری ندارم ز تماشا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط