‍ دل من خواست که حیران توباشم،چه کنم؟

‍ دل من خواست که حیران توباشم،چه کنم؟
شاعر بی سر و سامان تو باشم چه کنم؟

دل من خواست که مجنون نگاهت بشوم
عاشق چشم غزلخوان تو باشم چه کنم؟

دوست دارم که پریشان بکنی مویت را
دوست دارم که پریشان تو باشم چه کنم؟

دوست دارم که گلی ازتو بچینم،ای کاش
زائر قمصر کاشان تو باشم چه کنم؟

بنشینی و دم از کشف حجابت بزنی
دوست دارم که رضاخان توباشم چه کنم؟

کافر هرچه خدا باشم و مستی بکنم
دوست دارم که مسلمان تو باشم چه کنم؟
دیدگاه ها (۷)

#تلنگر#داستان واقعییادمه دوران مجردی خوبی داشتم؛ طوری که گاه...

دل من خواست که حیران توباشم،چه کنم؟شاعر بی سر و سامان تو باش...

دوست دارم غرق چشمان تو باشمتا که در چشم تو مهمان تو باشم تا ...

یا صاحب الزمانای کاش که من عاشق و حیران تو باشمیک وقت سحر زا...

عاشقانه

حضرت یار! اجازه است دچارت بشوم؟دوست دارم همه‌ی دار و ندارت ب...

حضرت یار

حضرت یار،اجازه ست دچارت بشومدوست دارم همه ی دار و ندارت بشوم...

حضرت یار! اجازه ست دچارت بشوم؟دوست دارم همه ی دار و ندارت بش...

حضرت یار! اجازه ست دچارت بشوم؟دوست دارم همه ی دار و ندارت بش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط