وَ‌قلبش‌کتابخانه‌ای‌بود!

وَ‌قلبش‌کتابخانه‌ای‌بود!
پراز‌کتاب‌های‌نانوشته‌‌غم‌انگیز...



#برای_ستاره



ما اغلب عاشقِ «تصویری» می‌شویم که از دور ساخته‌ایم؛ شاهکارهایی که فقط در قابِ «فاصله» زیبا به نظر می‌رسند. اما حقیقت این است که برخی آدم‌ها، شبیهِ مناظرِ مه‌آلودند؛ از دور سحرانگیز و باشکوه، و از نزدیک، چیزی جز ابهام و تهی‌بودن نیستند.

فاجعه آنجاست که می‌فهمی آن «خاص‌بودنی» که در ذهنت تراشیده بودی، تنها محصولِ ندیدنِ واقعیت بوده است. وقتی قدم به خلوتِ زندگی‌شان می‌گذاری، می‌بینی آنکه در قلبت بت کرده بودی، در مختصاتِ روزمرگی‌ات هیچ جایگاهی ندارد. او می‌تواند «موردعلاقه» بماند، اما نمی‌تواند «ماندنی» شود؛ چرا که زیبایی‌اش در ندیدنش بود و شکوهش در دور بودنش.

بزرگترین بیداری، پذیرفتنِ این شکاف است: اینکه محبوبِ تو، لزوماً همسفرِ تو نیست. ما یاد می‌گیریم که برخی را فقط از دور ستایش کنیم، چرا که نزدیک‌شدن به آن‌ها، هم تصویرِ زیبا را می‌شکند و هم قلبِ ما را.😊


#حرفهایی‌هست‌برای‌نگفتن
#همانقدر_که_نمی‌دانی



#Setareh_baroon
#Hamisheh_sabz
#Mistress_of_the_Moon
دیدگاه ها (۰)

ما اغلب عاشقِ «تصویری» می‌شویم که از دور ساخته‌ایم؛ شاهکارها...

-دست از سرِ "غمگین‌ِدلم" برداریداز آجر این خرابه کم برداریدم...

ما اغلب عاشقِ «تصویری» می‌شویم که از دور ساخته‌ایم؛ شاهکارها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط