{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما اغلب عاشقِ «تصویری» می‌شویم که از دور ساخته‌ایم؛ شاهکا

ما اغلب عاشقِ «تصویری» می‌شویم که از دور ساخته‌ایم؛ شاهکارهایی که فقط در قابِ «فاصله» زیبا به نظر می‌رسند. اما حقیقت این است که برخی آدم‌ها، شبیهِ مناظرِ مه‌آلودند؛ از دور سحرانگیز و باشکوه، و از نزدیک، چیزی جز ابهام و تهی‌بودن نیستند.

فاجعه آنجاست که می‌فهمی آن «خاص‌بودنی» که در ذهنت تراشیده بودی، تنها محصولِ ندیدنِ واقعیت بوده است. وقتی قدم به خلوتِ زندگی‌شان می‌گذاری، می‌بینی آنکه در قلبت بت کرده بودی، در مختصاتِ روزمرگی‌ات هیچ جایگاهی ندارد. او می‌تواند «موردعلاقه» بماند، اما نمی‌تواند «ماندنی» شود؛ چرا که زیبایی‌اش در ندیدنش بود و شکوهش در دور بودنش.

بزرگترین بیداری، پذیرفتنِ این شکاف است: اینکه محبوبِ تو، لزوماً همسفرِ تو نیست. ما یاد می‌گیریم که برخی را فقط از دور ستایش کنیم، چرا که نزدیک‌شدن به آن‌ها، هم تصویرِ زیبا را می‌شکند و هم قلبِ ما را.
دیدگاه ها (۴)

عجیب است که فصل‌ها، پیش از آنکه روی زمین بنشینند، در دلِ آدم...

ما برای یک زندگیِ معمولی، بهایی دادیم که هیچ عقلِ سلیمی آن ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط