{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مافیایی برای من}

مافیایی برای من}
پارت:۵
ویو کوک:
شام اماده شده بود رفتم که پسره رو بلند کنم
در اتاق رو باز کردم دیدم خیلی کیوت خوابههه
رفتم بالا سرش وایسادم و تکونش دادم که بیدار شد
رفتیم سر میز زیاد غذا نخورد و رفت رو کاناپه نشست و با گوشیش ور رفت رفتم سمش و گوشیش رو ازش گرفتم تا ببینم چی کار می کنه
دیدم صفحه چت هست
(چت تهیونگ با اکسش)
/هه تهیونگ ازت بدم میاد رو مخی
_ببخشید ولی باید کات کنیم تو خیانت کردی
و پایان
+کات کردی نه؟
_آره به تو چه ها؟
جونگ کوک چونه تهیونگ رو گرفت و فشار داد
+حرف نباشه
تهیونگ رو بلند کرد و برد تو اتاق کارش و گذاشتش رو پام و کارای باند مافیایی رو انجام دادم
+این چه کاریه کوک؟
_دوست دارم رو پام باشی پس ببند
تهیونگ خوابش برد و لالا یی

__
الان می رم یک پارت دیگه هم می زارممم
بوس بایی
دیدگاه ها (۷)

{مافیایی برای من)پررت:۶ویو کوک:یهو تهیونگ افتاد رو شونم فهمی...

خوب خشگلاسناریوری اکشن چند شاتیرمانوانشایندرخواستی داشتید تو...

{مافیایی برای من}پارت:۴اون آجوما بود/سلام پسرم آقای بوگوم کا...

{مافیایی برای من }پارت:۳ویو یک ساعت بعد:جونگ کوک اومد تو ماش...

پارت شیش اون اون یوری نبود ولی انگار میخواست خودکشی کنه رفتم...

#اونـ_مالـ_منهـᏢᎪᏒᏆ 14کوک:گفتم نمیخورم ته:زود باش بیا صبحونه...

این عشق فیک نیست پارت 5//ویوی کوک(صبح) // صبح از خواب پاشدم...

پسر بد (61)

p²ویو تهیونگدختره رو بردم خونه...جیمین : سلا..این کیهههههتهی...

{مافیایی برای من}پارت:۱ویو صبح :ویو تهیونگ:اه با آلارم کوفتی...

ازدواج اجباری part : 13 ویو کوک داشتم از ملودی و اون سینه ها...

رمان عشق مافیا پارت 5از زبان ا/تافتادم روش چشمام درشت کردم و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط