ی مشت گل میارم سر خاک تو

ی مشت گل میارم سر خاک تو
ک تو حس کنی دنیا توی مشتم
دوباره ب خابم بیا حس کنم
وجودت هنوز مثل کوه پشتم

مثل بچه ها هعی زمین خوردمو
رو پاهای خستم بلند میشدم
کی مردونگی بهم یاد داد
ک از بچگی مرد بار اومدم

ته هر زمستون یه هفته به عید
ی چیزی تو این سینه چنگ میزنه
شاید زخم هایی ک سهم تو شد
یکیشون هنوز کنج ذهن من

توی این سال هایی ک بی تو گذشت
همش با خودم از تو حرف میزنم
من از آخرین لحظه آغوش تو
هنوز بوی عطرت میده تنم
دیدگاه ها (۵۳)

برده عمارت جئون

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

بفرست برای اونی که باید: 💌بهت قول میدم که تو هر شرایطی کنارت...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

-روز خونینسرما تا مغز استخوانم نفوذ کرده بود، اما تنم از حرا...

### 🗝️ پارت هفتم: لمسِ سرد خیانتسرمای کلید برنزی کف دستم حس ...

تصادف با ماشین باجی.

پارت: 10 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**روز چهارم تنبیه بود و سال...

رمان جونگکوک (چشمان خمار)

چند پارتی بازی ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط