{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای محو تماشای تو چشمان پری ها

ای محو تماشای تو چشمان پری ها
از رایحه ات مست تمام سحری ها

خون است دل ما ز فراق رخ ماهت
محصول غم عشق تو شد خونجگری ها

ای گمشده ی این دل سرگشته کجایی ؟
بس نیست مگر در طلبت در به دری ها ؟

ای همسفر باد صبا نام مرا هم
کن ثبت نگارا به صف همسفری ها

با سالک بیچاره بگو راه کدام است
باید که به تو ختم شود رهسپری ها

ای یار سحر خیز ، سحرخیز نمایم
محبوب تو باشد سحر و دیده تری ها

باید که نمازی به تمنای تو خوانیم
فارغ ز غم نان و تب سیم و زری ها

ای کاش برای دل من از غم عشقت
بالا برود زود تب بهره وری ها

شوق نفسی دیدن تو جان به لبم کرد
ما را برهان یار از این جان به سری ها

با باد صبا من گله از زلف تو کردم
تا چند بمانیم در این بی خبری ها

تا چند کنی ناز برای من مجنون ؟
تا چند کنی جلوه به چشم دگری ها ؟

شیرین سخنی گر به سخن لب بگشایی
تعطیل شود کار تمام شکری ها

آوای اناالمهدی تو از حرم عشق
پایان بدهد بر همه ی نوحه گری ها
دیدگاه ها (۵)

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه ها

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلمتا خود چه باشد حاصلی...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است یعنی خبر ز سوی تو، این‌روزها...

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط