{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاری از صبرم و طاقت نفسم بند آمد

عاری از صبرم و طاقت نفسم بند آمد
زیر اندوه فراقت نفسم بند آمد
ایستاده ای لبه ی زندگیم، از این روست
هر کسی رفت سراغت نفسم بند آمد
مو زدی شانه و ناخواسته عطری برخواست
مثل گلهای اتاقت نفسم بند آمد
موقع گفتن این شعر کمی ترسیدم
خوش نیاید به مذاقت، نفســـــ....
کاظم بهمنی
دیدگاه ها (۲)

عاری از صبرم و طاقت نفسم بند آمد زیر اندوه فراقت نفسم بند آم...

عاری از صبرم و طاقت، نفسم بند آمدزیر اندوه فراقت نفسم بند آم...

عاشقانه تقدیم به زندگیم

عاشقانه

عاری از صبرم و طاقت؛ نفسم بند آمدزیر اندوه فراقت نفسم بند آم...

عاری از صبرم و طاقت؛ نفسم بند آمدزیر اندوه فراقت نفسم بند آم...

عاری از صبرم و طاقت، نفسم بند آمدزیر اندوه فراقت نفسم بند آم...

عاري از صبرم و طاقت نفسم بند آمدزير اندوه فراقت نفسم بند آمد...

مو زدی شانه و ناخواسته عطری برخواستمثل گل های اتاقت نفسم بند...

دل آقا دلتنگی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط