{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاری از صبرم و طاقت، نفسم بند آمد

عاری از صبرم و طاقت، نفسم بند آمد
زیر اندوه فراقت نفسم بند آمد

ایستادی لبه ی زندگیم، از این روست
هر كسی رفت سراغت نفسم بند آمد

مو زدی شانه و ناخواسته عطری برخاست
مثل گل های اتاقت نفسم بند آمد

ساعت تازه ی خود را كه نشان می دادی
چشم افتاد به ساقت نفسم بند آمد

موقع گفتن ِ این شعر كمی ترسیدم
خوش نیاید به مذاقت ؛ نفسم...
دیدگاه ها (۰)

#عشق_ممنوعه_شب پارت سوم | ترس ناگهانی یونگی قلبم یک‌دفعه فرو...

میبخشی پارت ۳

007-پنهان در مه - پارت ۸۳

عاشقانه تقدیم به زندگیم

عاشقانه

عاری از صبرم و طاقت؛ نفسم بند آمدزیر اندوه فراقت نفسم بند آم...

عاری از صبرم و طاقت؛ نفسم بند آمدزیر اندوه فراقت نفسم بند آم...

عاری از صبرم و طاقت نفسم بند آمد زیر اندوه فراقت نفسم بند آم...

عاری از صبرم و طاقت نفسم بند آمد زیر اندوه فراقت نفسم بند آم...

عاری از صبرم و طاقت، نفسم بند آمدزیر اندوه فراقت نفسم بند آم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط