.

.
وقتش شده در پیش بگیرم سفرم را

جایی بروم تا تو نیابی اثرم را

وقتش شده که دل بکنم دیگر از این شهر

بی آنکه نگاهی بکنم پشت سرم را

باید بتوانم بپرم دیگر از این بام

وقتش شده که باز کنم بال و پرم را

کاری بکنم تا به خدا قاصدکان هم

هرگز نرسانند به گوشت خبرم را

من می روم این بار به جایی که بدانند

قدر من و احساسم و چشمان ترم را

بیعت نکنند اول و بعد عاقبت کار

با خنجر انکار ببرند سرم را

ای عشق دلم را همه تا بود شکستند

اما چه بگویم .. تو شکستی کمرم را
دیدگاه ها (۳)

.وقتش شده در پیش بگیرم سفرم راجایی بروم تا تو نیابی اثرم راو...

وقتش شده در پیش بگیرم سفرم راجایی بروم تا تو نیابی اثرم راوق...

خالــی بکـن از خـاطـره هـا دور و بـرم را مـن دوست نـدارم کـه...

‍ ای میوه ی ممنوعه بیا و ثمرم باشمانند خیالی همه جا در نظرم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط