زندگی را گر توانستی
زندگی را گر توانستی
به کام یک نفر شیرین کنی
یا توانستی زمین تشنهای را
سرخوش از باران کنی
گر توانستی تو یک مرغ گرفتار
از قفس بیرون کنی
یا توانستی که دیوار اسارت
از بنا ویران کنی
گر توانستی به خوان رنگیت
یک رهگذر مهمان کنی
گر توانستی لباس بیریای
عاشقی بر تن کنی ...
میتوانی آن زمان
فریاد انسان بودنت
بر کوی و بر برزن کنی
به کام یک نفر شیرین کنی
یا توانستی زمین تشنهای را
سرخوش از باران کنی
گر توانستی تو یک مرغ گرفتار
از قفس بیرون کنی
یا توانستی که دیوار اسارت
از بنا ویران کنی
گر توانستی به خوان رنگیت
یک رهگذر مهمان کنی
گر توانستی لباس بیریای
عاشقی بر تن کنی ...
میتوانی آن زمان
فریاد انسان بودنت
بر کوی و بر برزن کنی
- ۴.۵k
- ۲۹ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط