چشمانم را که میبندم...
چشمانم را که میبندم...
در اغوشت که میگیرم...
سرم رو روی سینه ات که میذارم...
به گونه هایت که دست میکشم...
صدای نفس هاتو که میشنوم...
به طپش قلبت که گوش میدم...
بوی عطرت رو که حس میکنم...
وقتی که نفسم میگیره...
وقتی که دیگر نایی برای حرف زدن ندارم...
وقتی که دیگر حس میکنم مال منی...
در اوج رویاهام خوابم میبرد...
با فکر تو به خواب میروم...
در تنهایی های خودم...
من با خودت که نه...
بلکه هر دم با یادت هم آغوش میشوم...
E&M
در اغوشت که میگیرم...
سرم رو روی سینه ات که میذارم...
به گونه هایت که دست میکشم...
صدای نفس هاتو که میشنوم...
به طپش قلبت که گوش میدم...
بوی عطرت رو که حس میکنم...
وقتی که نفسم میگیره...
وقتی که دیگر نایی برای حرف زدن ندارم...
وقتی که دیگر حس میکنم مال منی...
در اوج رویاهام خوابم میبرد...
با فکر تو به خواب میروم...
در تنهایی های خودم...
من با خودت که نه...
بلکه هر دم با یادت هم آغوش میشوم...
E&M
- ۵.۸k
- ۱۸ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط