در فراسوی زمان و در گذار ثانیه ها سفری داشتم به خاطراتمان

در فراسوی زمان و در گذار ثانیه ها سفری داشتم به خاطراتمان...
خاطراتی که پربود از بودن تو...
همان هایی که امروز من آنها را مقدس میبینم ولی تو,
ولی تو از آنها بعنوان بدترین روزهای عمرت یاد میکنی...
با این همه برای من روزهای خوشی بود,
شاید بهترین روزهای زندگیم در لابه لای این خاطرات ورق خورده اند...
بگذریم...
با این که میدانم دلت را به دیگری داده ای باز هم "دوستت دارم"...
شاید این دوست داشتن نوعی حماقت باشد,
ولی هر روز که میگذرد علاقه ام به تو بیشتر می شود...
تو نیستی در کنارم ولی من, سرشارم از حس حضور تو,
برایت عاشقانه میگویم, به یادت اشک میریزم, و خاطراتت را مرور میکنم....
ولی با این همه دیگر به برگشتنت نیازی ندارم, چون تو دلت را به او سپرده ای...
دستانت گرمای دستان دیگری را لمس کرده, و این بزرگترین هراس من در زندگی بود...
همیشه از چنین روزی میترسیدم, میترسیدم که برای همیشه تو را از دست بدهم...
ولی از تو هیچ گلایه ای ندارم, تو قلبت پاکتر از همه پاکی هاست...
ومن اسیر پاکی نگاهت, صداقت کلامت, و نیکی رفتارت شدم....
دیگر باید به بی تو بودن عادت کنم, باید آماده سفر شوم.....
سفری دور و دراز و شاید بی بازگشت...
"مثل همیشه برای تو مینویسم, تو به نیت هر کس میخواهی بخوان"
"A77"
دیدگاه ها (۴۷)

گاهی باید از همه چیز فاصله بگیری ... از آدم ها ، از شلوغی، ا...

قصه ی دوست داشتن ما اینگونه بودیکی بود یکی نبود ، بی خیال قس...

~نامجونِ عزیزم،تولدت مبارک. 🤍مرسی که به دنیا اومدی؛مرسی که ی...

امروز روز تولد کسیه که شاید هیچ‌وقت نفهمه در گوشه‌ای از این ...

شبها، هرچقدر به درد خوابـ نمی‌خورد، در عوض وقتـ خوبی استـ بر...

امروز روز تولد کسیه که شاید هیچ‌وقت نفهمه در گوشه‌ای از این ...

تولدت مبارک، پارک جیمین؛ فرشته‌ای که با قلبی از جنس مهربانی،...

وقتی داماد کابوی همه رو غافلگیر میکنه!

دهم ِ مهرماه برای من یکی از قشنگ‌ترین روزهای ساله' روز تولد ...

ممنون میشیم بادقت بخوانید و بازنشر کنید .

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط