پائولو در همان زمان بادوستی‌ قدیمی‌ به‌ نام‌ کریستینا اوی

پائولو در همان زمان بادوستی‌ قدیمی‌ به‌ نام‌ کریستینا اویتیسیکا آشنا شد. این‌ آشنایی‌ منجر به‌ ازدواج‌ آن‌ها شد.
این‌ زوج‌ برای‌ ماه‌ عسل‌ به‌ اروپا رفتند و در همین‌ سفر،از اردوگاه‌ مرگ‌ داخائو هم‌ بازدید کردند.در داخائو،اشراقی‌ به‌ پائولو دست‌ داد و در حالت‌ اشراق‌، مردی‌ را دید.2ماه‌ بعد،در کافه‌ای‌ در آمستردام‌،با همان‌ مرد ملاقات‌ کرد و زمان‌ درازی‌ با او صحبت‌ کرد.این‌ مرد که‌ پائولو هرگز نامش‌ را نفهمید،به‌ او گفت‌ دوباره‌ به‌ مذهب‌ خویش‌ برگردد و اگر هم‌ به‌ جادو علاقه‌مند است‌،به‌ جادوی‌ سفید روی‌ بیاورد.همچنین‌ به‌ پائولو توصیه‌ کرد جاده‌ سانتیاگو (یک‌ جاده‌ی‌ زیارتی‌ دوران‌ قرون‌ وسطی‌)را طی کند.
دیدگاه ها (۱)

☆ پائولو کوئیلو☆داستان کوتاه : "راه بهشت" به قلم: [ پائولوکو...

یادی ازگذشتهبرای فریفتگان فرهنگ غرب20 سال از جنگ و نسل کشی ص...

فال من را بگیر و جانم را ...من از این حال بی کسی سیرمدستِ فر...

بسم الله الرحمن الرحیم حضرت رسول به حضرت علی می فرماید: "تو...

همینجا از کسایی که میترسن خواهش میکنم نخونن ...

.حاج آقای ‍ قرائتی فرمود:پدرم در سال چهل از دنیا رفت و من شش...

⭕ او یک فرشته بود

در بزم غم حسین، مرا یاد کنید

هییییش ....بخوابین ...میام میخورمتونااااا....خب از اینجا به ...

آزار و اذیت دختر جوان توسط 4نفر☆سهیل به نقل از خبرگزاری آنا:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط