{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک نفر را دوست دارم، شعر میگویم برایش...

یک نفر را دوست دارم، شعر میگویم برایش...
آمده در زیر شعر من نوشته: "عاشقین؟!"

این همه از دردهایم گفته ام باز آمده
مینویسد: خوش به حال دلبر تو! آفرین!


من کہ شاعر نیستم تا عاشق شعرم شوی
من فقط یک عاشقم بگذار تا شعرم شوی...

بامن از ماندن بگو رفتن تباهم می کند
خوب میدانی غمت خانه خرابم می کند

من به لبخند دوچشمان تو عادت کرده ام
ترک عادت هم که می دانی چه کارم میکند؟!

قدر یک دم دست هایت را زدستانم مگیر
فکر یک دم بی تو، بر مردن مجابم می کند
دیدگاه ها (۶)

هر کجا کوچ کنمآشیانم سر این دیوار استمن به دیوار تو عادت دار...

جنس دلم خوب نبود...مدام یا می شکست یا آتش میگرفت؛قلب چوبین م...

بعضی از آدما شبیه مریضی ” پوکی استخوان ” هستن ؛ از بیرون محک...

مرا با سوز جان بگذار و بگذراسیر و ناتوان بگذار و بگذر … چو ش...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

یک نفر را دوست دارم، شعر میگویم برایش...آمده در زیر شعر من ن...

یک نفر را دوست دارم، شعر میگویم برایش...آمده در زیر شعر من ن...

یک نفر را دوسـت دارم، شعر میگویم برایش ...آمده در زیر شعر من...

یک نفر را دوست دارم، شعر میگویم برایش... آمده در زیر شعر من ...

یک نفر را دوست دارم، شعر میگویم برایش...آمده در زیر شعر من ن...

یک نفر را دوست دارم، شعر میگویم برایش...آمده در زیر شعر من ن...

یک نفر را دوست دارم، شعر میگویم برایش...آمده در زیر شعر من ن...

یک نفر را دوست دارم، شعر میگویم برایش...آمده در زیر شعر من ن...

یک نفر را دوست دارم، شعر میگویم برایش... آمده در زیر شعر من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط