{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من پر از وسوسه چشم تو هستم، تو چطور?

من پر از وسوسه چشم تو هستم، تو چطور?
من از احساس غزل خیز تو مستم ، تو چطور?

تویی آرامش من شاخه گل طنازم....
من سبو از سر مهر تو شکستم ، تو چطور?

فصل پاییز ، مه و مهر و زیبایی تو...
عهد با قلب پر از مهر تو بستم ، تو چطور?

عرصه‌ ی عشق تو و ضعف حریفی که منم
باز در جنگ دل و عقل شکستم، تو چطور?

آمدی بزم مرا ساز و نوا بخشیدی ...
من که از مجلس اغیار گسستم ، تو چطور?

کوچه غمزده با آمدنت شد بهشت...
در دل کوچه بیاد تو نشستم ، تو چطور?

آنقدر سنگ به پای من غمدیده زدند...
ولی از کوی تو یک لحظه نجستم ، تو چطور?

بیوفائی نکنی ، عشق تو حرمت دارد...
من از این عهد که بستم نگسستم ، تو چطور?
دیدگاه ها (۶۴)

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

من پر از وسوسه چشم تو هستم، تو چطور?من از احساس غزل خیز تو م...

من پر از وسوسه ی چشم تو هستم! تو چطور؟من از احساس غزلخیز تو ...

من پر از وسوسه ی چشم تو هستم! تو چطور؟من از احساس غزلخیز تو ...

من پر از وسوسه ی چشم تو هستم! تو چطور؟من از احساس غزلخیز تو ...

من پر از وسوسه ی چشم تو هستم! تو چطور؟من از احساس غزلخیز تو ...

من پر از وسوسه ی چشم تو هستم! تو چطور؟من از احساس غزلخیز تو ...

من پر از وسوسه ی چشم تو هستم! تو چطور؟من از احساس غزلخیز تو ...

من پر از وسوسه ی چشم تو هستم! تو چطور؟ من از احساس غزلخیز تو...

من پر از وسوسه ی چشم تو هستم! تو چطور؟من از احساس غزلخیز تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط