{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من پر از وسوسه چشم تو هستم، تو چطور?

من پر از وسوسه چشم تو هستم، تو چطور?
من از احساس غزل خیز تو مستم ، تو چطور?

تویی آرامش من شاخه گل طنازم....
من سبو از سر مهر تو شکستم ، تو چطور?

فصل پاییز ، مه و مهر و زیبایی تو...
عهد با قلب پر از مهر تو بستم ، تو چطور?

عرصه‌ ی عشق تو و ضعف حریفی که منم
باز در جنگ دل و عقل شکستم، تو چطور?

آمدی بزم مرا ساز و نوا بخشیدی ...
من که از مجلس اغیار گسستم ، تو چطور?

کوچه غمزده با آمدنت شد بهشت...
در دل کوچه بیاد تو نشستم ، تو چطور?

آنقدر سنگ به پای من غمدیده زدند...
ولی از کوی تو یک لحظه نجستم ، تو چطور?

بیوفائی نکنی ، عشق تو حرمت دارد...
من از این عهد که بستم نگسستم ، تو چطور?
دیدگاه ها (۳)

دلگیرم و دلتنگم و دل سرد و دل آشوبفرمانده ی شرمنده ی یک لشگر...

ﺭﺍﺯ ﺩﻝ ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﻫﻮﺷﻴﺎﺭ ﻧﮕﻮیید"ﺍﺳﺮﺍﺭ ﻟﺐ ﻳﺎﺭ ﺑﻪ ﺍﻏﻴﺎﺭ ﻧﮕﻮﻳﻴﺪ ...

در برکۀ من هیچ شبی ماه نبوداز بخت بدم هیچکس آگاه نبودحالا شد...

قفس داران سکوتم راشکستنددل دائم صبورم راشکستند بجرم پابه پای...

من پر از وسوسه چشم تو هستم، تو چطور?من از احساس غزل خیز تو م...

من پر از وسوسه ی چشم تو هستم! تو چطور؟من از احساس غزلخیز تو ...

من پر از وسوسه ی چشم تو هستم! تو چطور؟من از احساس غزلخیز تو ...

من پر از وسوسه ی چشم تو هستم! تو چطور؟من از احساس غزلخیز تو ...

من پر از وسوسه ی چشم تو هستم! تو چطور؟من از احساس غزلخیز تو ...

*من پر از وسوسه چشم تو هستم, تو چطور ?من از احساس غزل خیز تو...

من پر از وسوسه ی چشم تو هستم! تو چطور؟من از احساس غزلخیز تو ...

من پر از وسوسه ی چشم تو هستم! تو چطور؟ من از احساس غزلخیز تو...

من پر از وسوسه ی چشم تو هستم! تو چطور؟من از احساس غزلخیز تو ...

من پر از وسوسه ی چشم تو هستم! تو چطور؟من از احساس غزلخیز تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط