{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نرفت تا تو برفتی خیالت از نظرم

نرفت تا تو برفتی خیالت از نظرم
برفت در همه عالم به بی دلی خبرم

نه بخت و دولت آنم که با تو بنشینم
نه صبر و طاقت آنم که از تو درگذرم

من از تو روی نخواهم به دیگری آورد
که زشت باشد هر روز قبله دگرم

بلای عشق تو بر من چنان اثر کردست
که پند عالم و عابد نمی‌کند اثرم

قیامتم که به دیوان حشر پیش آرند
میان آن همه تشویش در تو می‌نگرم

به جان دوست که چون دوست در برم باشد
هزار دشمن اگر بر سرند غم نخورم

نشان پیکر خوبت نمی‌توانم داد
که در تأمل او خیره می‌شود بصرم

تو نیز اگر نشناسی مرا عجب نبود
که هر چه در نظر آید از آن ضعیفترم

به و سر که نگردانم از وصال تو روی
و گر هزار ملامت رسد به جان و سرم

مرا مگوی که سعدی چرا پریشانی
خیال روی تو بر می‌کند به یک دگرم

سعدی
دیدگاه ها (۷)

شده لبریز میِ بوسه به جامِ دهنشوای ساقی! چه شود گر برسانی به...

من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنییا چه کردم که نگه باز به ...

امشب به ساز خاطره مضراب می زنم مضراب را به یاد تو بی تاب می ...

زخمی به من زدی که دلم خون چکان شده استخون مثل آب از سر زخمم ...

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

...من از تو روی نخواهم به دیگری آوردکه زشت باشد هر روز قبله ...

نرفت تا تو برفتی خیالت از نظرمبرفت در همه عالم به بی دل خبرم...

بلای عشق تو بر من چنان اثر کردستکه پند عالم و عابد نمی‌کند ا...

#عاشقانه_های_امیر_علی#عاشقانه_های_من#عاشقانه_ای_زیبا#زیبا_عا...

ای مرهم ِ ریش و مونس ِ جانمچندین به مفارقت مرنجانمای راحت ِ ...

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشمنبود بر سر آتش میسرم که نجوشمب...

آن دوست که من دارم وان یار که من دانمشیرین دهنی دارد دور از ...

آن دوست که من دارم وان یار که من دانمشیرین دهنی دارد دور از ...

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر #آتش مُیَسَرم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط