{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من نبودم و تو بودی ،

من نبودم و تو بودی ،
بود شدم و تو تمام بودنت را به پایم ریختی ،
حالا سالهاست که با بودنت زندگی می کنم ،
هر روز، هر لحظه، هر آن و دم به دم هستی .
...
ببخش که گاهی آنقدر هستی که نمی بینمت ،
ببخش تمام نادانیها و نفهمی ها و کج فهمی هایم را،
اعتراض ها و درشتیهایم را ، و هر آنچه را که آزارت داد .
دستانت را می بوسم و پیشانیت را ،
که چراغ راه زندگیم بودی و هستی و خواهی بود ،
خاک پایت هستم تا هست و نیست هست .
به حرمت شرافتت می ایستم و تعظیم می کنم .
دیدگاه ها (۴)

گام هایت را...قدمهایت را ....سریعتر بردارمگرنمیدانی من اینجا...

زمستانی را می‌‌مانمکه دروغش بهار استدر سرزمینِ کوه‌های یخیبی...

برای تو هم پیش می آید که یک روز بی دلیل دلت بگیردآنقدری که غ...

خوب که فکر می کنم، می بینم عشق هم مثل چیزهای دیگرِ دنیاست.تا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط