╚»★«╝ 𝑀𝒶𝒹𝒶𝓂𝑒 𝑅𝑜𝓃𝓎𝒶╚»★«╝

╚»★«╝ 𝑀𝒶𝒹𝒶𝓂𝑒 𝑅𝑜𝓃𝓎𝒶╚»★«╝


‌ ‌  ‌‌
‌
[🦢]^پارت ۲ سفر به کره🌍✨️

🦢بالاخره پرواز حرکت کرد و سوار هواپیما شدم و خسته شدم و خواستم یکم بخوابم و ......سیاهی......

________________________

🦢از خواب بیدار شدم که دیدم ۱ ساعت دیگه میرسیم و بل شوق زیاد خودمو مرتب کردم و .....بالاخره رسیدیم و ساکمو دادن و رفتم پایین و رفتم به هتلی که قرار بود برم ...اصلا خیلی خوشحالممم😭🎀چون خسته بودم گفتم فردا برم برای گردش ...

______________________

🦢رفتم داخل هتل و اتاق بزرگی بود لباسامو از توی ساک در آوردم و همرو سر جاشون گذاشتم و لبای راحتی پوشیدم و یه آبمیوه سفارش دادم که برام بیارن....در خورد ...از روی تخت بلند شدم تا درو بگیرم‌

🦢누구야?کیه
🚺물을 가져왔어요. آبمیوه تونو آوردم
🦢 감사합니다 مرسی
🚺제발 خواهش میکنم

____________________

🦢 واو بچه ها خدمتکار خیلی مهربون بود🌚🧸 شب شده بود و یه لباس پوشیدم و آمده شدم تا برم بیرون (میزارم)و موهامو گوجه ای بستم و گوشیمو برداشتم و رفتم بیرون و تصمیم گرفتم برم کتابخونه معروف کره چون دوست داشتم برم اونجا ✨️

__________________

🦢بعد از اینکه از تاکسی پیاده شدم رفتم داخل کتاب خونه واو خیلی بزرگ بود✨️🧸که یکی از کارکنان امد سمتم و گفت ...

🚹어서 오세요, 부인. 어떤 장르의 책을 원하시나요? 도와드릴까요?به این جا خوش آمدید خانم چه ژانر کتابی میخواید میتونم کمکتون کنم؟

🦢안녕하세요, 감사합니다. 뱀파이어를 주제로 한 흥미로운 장르네요. سلام ممنونم یه ژانر توی مایه های خون‌آشام و جذاب

🚹이 책들은 꼭 읽어야 할 책입니다.حتما میتونید این کتاب هارو بخونید

🦢감사합니다 ممنونم

مایل پارت ۳..؟💖🧸



𝐈 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐦𝐲 𝐦𝐨𝐧𝐞𝐲, 𝐧𝐨𝐭 𝐲𝐨𝐮.💸
دیدگاه ها (۰)

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

چند پارتی (درخواستی)

KIM V

آواز عشق♣️part 5♣️ا/ت ویوسوار آسانسور شدیم و رسیدیم پایین و ...

با زی حسادت 🍷💋⛓️

اجبار به بدبختی پارت ۱۳

My professorChapter:2Part:109"ساعت ۸:۴۵"لباسمو انتخاب کردم و...

part 7بابای ات:خاب شرکت بهم یه پست خیلی بالا دادهات:اووو مبا...

داستان زندگی منپارت:22_لونارو آروم سمت خودم کشیدم و شروع کرد...

#برادر ناتنی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط