گزارش یک قتل
گزارش یک قتل
جزئیاتی از پرونده ریحانه جباری
---------------------
یکم. هر بار که کسی اعدام می شود بیش تر از پیش مستاصل می شوم. این تداوم خشونت – فارغ از صحیح و غلط بودنش- آدم را مایوس می کند.
اعدام ریحانه جباری , چه اجرا بشود و چه اجرا نشود پیچیده و فنی ترین پرونده قتل این سالهای دادگاه های ایران بوده است. شرح ماجرای ریحانه , آن گونه که هست و نه آنگونه که رسانه ها ساخته اند کار دشواریست. پست هایِ فضای مجازی هم نه تحمل این پیچیدگی را دارند و نه اصلا کاری را پیش می برند. فید بک های بعدش هم عموما غیر قابل کنترل است.
با این حال به حقوقی ترین شکل ممکن و فارغ از هر جانبداری , سعی کرده ام حداقل واقعیت های کمتر دیده شده ی ماجرا را بازگویه کنم.
کاش روزی این جامعه، این همه خشمگین نباشد.
دوم. شرح ماجرا را همه تقریبا می دانند:
دختری بیست ساله با مردی متاهل و میانسال آشنا می شود. در ملاقاتی که در یک خانه خالی دارند با پیشنهاد رابطه جنسی از سوی او مواجه می شود. در حالی که مرد در حال نماز خواندن است از پشت ضربه ی چاقویی به کتف راست او می زند و فرار می کند. مرد اندکی بعد از ضربه در اثر خونریزی شدید ناشی از سوراخ شدن ریه کشته می شود.
سوم. تقریبا تمام کسانی که در حال دفاع از ریحانه اند معتقدند مسئله از موارد دفاع مشروع بوده است و در جبهه مقابل تقریبا تمام موافقین اعدام ریحانه معتقدند قتل از موارد دفاع مشروع نبوده است. پس صورت مسئله مشخص است. باید بدانیم فعل ارتکابی در زمره دفاع مشروع بوده است یا نه؟ پاسخ این سئوال , کلید معمای ریحانه خواهد بود.
• دفاع مشروع چیست؟
در یک قاعده کلی , شما هر زمان که مرتکب قتل بشوید به قصاص محکوم می شوید. استثنای بزرگ بر این قاعده زمانی است که شما برای دفاع از از نفس، آبرو، ناموس، مال یا آزادی تن خود یا دیگری در برابر هرگونه تجاوز یا خطر فعلی یا قریب الوقوع با رعایت مراحل دفاع مرتکب رفتاری شوید که قانوناً جرم محسوب می شود، اما در صورت اجتماع شرایط زیر مجازات نخواهید شد:
1- رفتار ارتکابی برای دفع تجاوز یا خطر ضرورت داشته باشد.
2- دفاع مستند به قرائن معقول باشد.
3- خطر و تجاوز به سبب اقدام آگاهانه و تجاوز خود فرد و دفاع دیگری صورت نگرفته باشد.
4- توسل به قوای دولتی بدون فوت وقت عملاً ممکن نباشد یا مداخلۀ آنان در دفع تجاوز و خطر مؤثر واقع نشود.
چهارم. برای طرح بهتر موضوع باید کمی به عقب بازگردیم. به مدتی قبل از روز قتل :
براساس مستندات پرونده, ریحانه و مرحوم سربندی در خیابان آشنا شده اند. ریحانه سوار ماشین تویوتا کمری مقتول شده و بعد از آشنایی کوتاهی اقدام به رد و بدل نمودن شماره کرده اند. ارتباط طرفین برای مدتی ادامه پیدا کرده است و چند باری با هم به رستوران رفته اند. مقتول تاجر است. تاجر تجهیزات پزشکی. ریحانه در دادگاه اشاره کرده است که مقتول به وی قول داده بود که وی را باخود به مسافرت های اروپایی ببرد اما هیچ گاه به قول خود عمل نکرده. همکاران ریحانه در شرکت تیراژه گفته اند یک بار قرار بود برای گردش روز پنجشنبه، ماشین تویوتا کمری خود را به او بدهد تا با همکارانش به تفریح برود که با عدم انجام این کار باعث ناراحتی شدید ریحانه شده بود و او میگفت غرورش نزد همکارانش جریحه دار شده است.
یک نقطه ابهام بسیار بزرگ در مورد رابطه ریحانه و مرحوم سربندی مسئله ماهیت پیامک های رد و بدل شده است. قاضی پرونده می گوید ریحانه حداقل سه بار در اعترافاتش صریحا گفته است : من به مقتول سرویس میدادم تا او هم به من خدمات بدهد و اصلا رابطه کاری مطرح نبود. قاضی بر این باور است منظور از سرویس دادن رابطه جنسی بوده. در حالی که پیامک های رد و بدل شده بین این دو نفر عموما حاوی اطلاعاتی ساده و لطیفه های بوده که بین طرفین ارسال شده است.
این در حالی است که محتوای پیامک های ریحانه با حداقل دو شخص دیگری که با آنها رابطه جنسی داشته است نشان می دهد وی کرارا در خصوص این موضوع با پارتنرهای خود صحبت کرده است. در حالی که این موضوع هرگز در پیامک های وی و مقتول به چشم نمی خورد. بنابراین ظاهرا بر خلاف برداشت قاضی، ریحانه و مقتول هرگز رابطه جنسی نداشته اند.
حالا برمی گردیم به روز قتل :
ریحانه حدود ساعت پنج و نیم عصر با مقتول در خیابان مفتح , در نزدیکی شرکتی که محل کارش بوده قرار گذاشته است. آخرین پیامک رد و بدل شده بین آن دو این بوده است :
- منتظر باشم آقاي دکتر؟
- سلام من کوچه درفش هستم، پلاک 52؟
کمی بعد ریحانه سوار ماشین مقتول می شود. بر اساس مستندات پرونده مقتول از ریحانه خواسته است برای طراحی دکوراسیون آپارتمانی که قرار است به مطب وی تبدیل شود او را همراهی کند. مقتول در سر راه خود به آپارتمان ياد شده توقف مي کند و از داروخا
جزئیاتی از پرونده ریحانه جباری
---------------------
یکم. هر بار که کسی اعدام می شود بیش تر از پیش مستاصل می شوم. این تداوم خشونت – فارغ از صحیح و غلط بودنش- آدم را مایوس می کند.
اعدام ریحانه جباری , چه اجرا بشود و چه اجرا نشود پیچیده و فنی ترین پرونده قتل این سالهای دادگاه های ایران بوده است. شرح ماجرای ریحانه , آن گونه که هست و نه آنگونه که رسانه ها ساخته اند کار دشواریست. پست هایِ فضای مجازی هم نه تحمل این پیچیدگی را دارند و نه اصلا کاری را پیش می برند. فید بک های بعدش هم عموما غیر قابل کنترل است.
با این حال به حقوقی ترین شکل ممکن و فارغ از هر جانبداری , سعی کرده ام حداقل واقعیت های کمتر دیده شده ی ماجرا را بازگویه کنم.
کاش روزی این جامعه، این همه خشمگین نباشد.
دوم. شرح ماجرا را همه تقریبا می دانند:
دختری بیست ساله با مردی متاهل و میانسال آشنا می شود. در ملاقاتی که در یک خانه خالی دارند با پیشنهاد رابطه جنسی از سوی او مواجه می شود. در حالی که مرد در حال نماز خواندن است از پشت ضربه ی چاقویی به کتف راست او می زند و فرار می کند. مرد اندکی بعد از ضربه در اثر خونریزی شدید ناشی از سوراخ شدن ریه کشته می شود.
سوم. تقریبا تمام کسانی که در حال دفاع از ریحانه اند معتقدند مسئله از موارد دفاع مشروع بوده است و در جبهه مقابل تقریبا تمام موافقین اعدام ریحانه معتقدند قتل از موارد دفاع مشروع نبوده است. پس صورت مسئله مشخص است. باید بدانیم فعل ارتکابی در زمره دفاع مشروع بوده است یا نه؟ پاسخ این سئوال , کلید معمای ریحانه خواهد بود.
• دفاع مشروع چیست؟
در یک قاعده کلی , شما هر زمان که مرتکب قتل بشوید به قصاص محکوم می شوید. استثنای بزرگ بر این قاعده زمانی است که شما برای دفاع از از نفس، آبرو، ناموس، مال یا آزادی تن خود یا دیگری در برابر هرگونه تجاوز یا خطر فعلی یا قریب الوقوع با رعایت مراحل دفاع مرتکب رفتاری شوید که قانوناً جرم محسوب می شود، اما در صورت اجتماع شرایط زیر مجازات نخواهید شد:
1- رفتار ارتکابی برای دفع تجاوز یا خطر ضرورت داشته باشد.
2- دفاع مستند به قرائن معقول باشد.
3- خطر و تجاوز به سبب اقدام آگاهانه و تجاوز خود فرد و دفاع دیگری صورت نگرفته باشد.
4- توسل به قوای دولتی بدون فوت وقت عملاً ممکن نباشد یا مداخلۀ آنان در دفع تجاوز و خطر مؤثر واقع نشود.
چهارم. برای طرح بهتر موضوع باید کمی به عقب بازگردیم. به مدتی قبل از روز قتل :
براساس مستندات پرونده, ریحانه و مرحوم سربندی در خیابان آشنا شده اند. ریحانه سوار ماشین تویوتا کمری مقتول شده و بعد از آشنایی کوتاهی اقدام به رد و بدل نمودن شماره کرده اند. ارتباط طرفین برای مدتی ادامه پیدا کرده است و چند باری با هم به رستوران رفته اند. مقتول تاجر است. تاجر تجهیزات پزشکی. ریحانه در دادگاه اشاره کرده است که مقتول به وی قول داده بود که وی را باخود به مسافرت های اروپایی ببرد اما هیچ گاه به قول خود عمل نکرده. همکاران ریحانه در شرکت تیراژه گفته اند یک بار قرار بود برای گردش روز پنجشنبه، ماشین تویوتا کمری خود را به او بدهد تا با همکارانش به تفریح برود که با عدم انجام این کار باعث ناراحتی شدید ریحانه شده بود و او میگفت غرورش نزد همکارانش جریحه دار شده است.
یک نقطه ابهام بسیار بزرگ در مورد رابطه ریحانه و مرحوم سربندی مسئله ماهیت پیامک های رد و بدل شده است. قاضی پرونده می گوید ریحانه حداقل سه بار در اعترافاتش صریحا گفته است : من به مقتول سرویس میدادم تا او هم به من خدمات بدهد و اصلا رابطه کاری مطرح نبود. قاضی بر این باور است منظور از سرویس دادن رابطه جنسی بوده. در حالی که پیامک های رد و بدل شده بین این دو نفر عموما حاوی اطلاعاتی ساده و لطیفه های بوده که بین طرفین ارسال شده است.
این در حالی است که محتوای پیامک های ریحانه با حداقل دو شخص دیگری که با آنها رابطه جنسی داشته است نشان می دهد وی کرارا در خصوص این موضوع با پارتنرهای خود صحبت کرده است. در حالی که این موضوع هرگز در پیامک های وی و مقتول به چشم نمی خورد. بنابراین ظاهرا بر خلاف برداشت قاضی، ریحانه و مقتول هرگز رابطه جنسی نداشته اند.
حالا برمی گردیم به روز قتل :
ریحانه حدود ساعت پنج و نیم عصر با مقتول در خیابان مفتح , در نزدیکی شرکتی که محل کارش بوده قرار گذاشته است. آخرین پیامک رد و بدل شده بین آن دو این بوده است :
- منتظر باشم آقاي دکتر؟
- سلام من کوچه درفش هستم، پلاک 52؟
کمی بعد ریحانه سوار ماشین مقتول می شود. بر اساس مستندات پرونده مقتول از ریحانه خواسته است برای طراحی دکوراسیون آپارتمانی که قرار است به مطب وی تبدیل شود او را همراهی کند. مقتول در سر راه خود به آپارتمان ياد شده توقف مي کند و از داروخا
- ۳۰.۵k
- ۰۹ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط