بار سنگینی ز غم بر شانه دارم سالهاست

بار سنگینی ز غم بر شانه دارم سالهاست

در میان آب و آتش خانه دارم سالهاست

بنگر احوال مرا آنکس که سنگم میزند

بر سر دیوار ایشان لانه دارم سالهاست

بلبلم یا جغد شب هرگز ندانستم ولی

آشیانی کنج این ویرانه دارم سالهاست

من مسافر بودم از اول در این دیر خراب

در دیار دیگری کاشانه دارم سالهاست

شهنه گر دستم شکست و ساغرم را عیب نیست

خاطرات ماندنی از گوشه ی میخانه دارم سالهاست

گر چه لب را بسته و می را حرامم کرده اند

نقشی از لب بر لب پیمانه دارم سالهاست

گفتمش پائیز را این خش خش دل چیست گفت

شکوه ها از این دل دیوانه دارم سالهاست
دیدگاه ها (۱)

بار   سنگینی   ز غم    بر شانه    دارم   سالهاستدر  میان   آ...

این شعر بهترین شعره یا اباصالح یا اباصالح یا اباصالح مددی ی...

در حرم لب بر لب پیمانه باشد بهتر استشمع دورش چند تا پروانه ب...

نجیب کاشانی

برای او غزل می‌خوانم اما عشق پیدا نیستسرودوصل‌می‌خوانم ولی‌د...

مدح علی را گر کسی گوید عبادت می کندیا بشنود توصیف وی ازحق اط...

امیر شعبانی

💚جانم علی (ع)💚

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط