نجیب کاشانی

◇ نمونه‌ی شعر:
(۱)
تخته‌ی مشق سیه‌روزیِ ماتم شده‌ایم
مَحَک تجربه‌ی مردم عالم شده‌ایم
مُهر بر لب زده، زانیم سلیمان زمان
از خموشی است اگر صاحب خاتم شده‌ایم
عزت ما همه از دولت بی‌قدری ماست
زیر دستیم که بر خلق، مقدم شده‌ایم
قدر ماتم زده، ماتم زدگان می‌دانند
ما و دل هر دو سیه‌پوش غم هم شده‌ایم
سر ز دشمن به هوای تو نداریم دریغ
باز، از دولت شمشیر تو، حاتم شده‌ایم
عالم از گریه‌ی ما شورش توفان دارد
سخت بیزار از این اشک دمادم شده‌ایم
قطع پیوند ز زلف تو محال است محال
عمرها شد که به این سلسله محرم شده‌ایم
جای آن است که محروم شویم از جَنت
گنهی بدتر از این نیست که آدم شده‌ایم
ماتم هجر، به از عشرت وصل است نجیب
ما ز نوروز تسلی به محرم شده‌ایم.


(۲)
دل، بی‌تو هوای می و میخانه ندارد
بی‌گردش چشمت سر پیمانه ندارد
خمیازه کشیدیم به جای قدح می
ویران شود آن شهر که میخانه ندارد
آیینه چه داند که در او عکس رخ کیست؟
عاشق خبر از جلوه‌ی جانانه ندارد!
بی‌ساخته، حسنی است جمالش که چو خورشید
هر صبح به کف آینه و شانه ندارد
فانوس دلی نیست که در پرده‌ی پندار
شمعی ز تجلیِ تو در خانه ندارد
عشق تو چه داند که دل ما به چه حال است؟
آتش خبر از سوزش پروانه ندارد!
غم را چه غم است این که خراب است دل ما؟
سیلاب بهاری غم ویرانه ندارد
از صحبت عاقل، نگشاید دل عاشق
بیزارم از آن شهر که دیوانه ندارد
تکلیف وطن چیست «نجیب» این همه دل را
خواهش چو به کاشان و به کاشانه ندارد!.


(۳)
نمک پرورده‌ی داغ جنونم، شورها دارم
خمار آلوده‌ی زخم توام، ناسورها دارم
گهی مفتون زلف و گه نظرباز خط و خالم
پریشان کرد عشقم، هر طرف منظورها دارم
کبوتر خانه‌ی یاهوست دل در سینه‌ی تنگم
در این وحدت سرا از جوش ذکرت شورها دارم
انا الحق می‌زند هر قطره خونم بر سر دنیا
بر این دار فنا در هر طرف منصورها دارم
گزندی می‌رسد هر لحظه‌ام از تیر مژگانش
به دل از خار خار عشق او زنبورها دارم
به من نزدیک‌تر از جان و عمری شد که از غفلت
هنوز از جست و جوی او نظر از دورها دارم
ز داغت در ته خاکسترم صد شمع می‌سوزد
نهان در ظلمت این تیره‌روزی، نورها دارم
فلک هم در مصافم پُر زبردستانه می‌تازد
نمی‌داند که من در زیردستی زورها دارم
جهان لب تشنه‌اند از باده‌ی طبع نجیب و من
از این ته جرعه در هر گوشه‌ای مخمورها دارم.



گردآودی و نگارش:
#زانا_کوردستانی



--------------------
پ.ن:
* اصل مطلب از مقاله‌ی استاد "عباس خوش‌عمل کاشانی" امانت گرفته شده است.
دیدگاه ها (۰)

هر زمان شوری دگر دارم ز توهر نفس دل خسته‌تر دارم ز توبر بساط...

زلف و رخسار تو ره بر دل بی‌تاب زنندرهزنان قافله را در شب مهت...

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

عاشقانه های شبنم

تو ای آرام جان من ، مرا تو برتر از جانیچو خون بر رگ شدی جاری...

قسم به ضربان قلبی که در سینه برای تو به یادتو می تپدو قسم به...

🍒🍃سر کویت به همه ملک جهان نفروشمخود جهان چیست غمت را به جنان...

چِهِل هِندِوانه، چو گویِ زِ بَرجَدکِه کَردیش غَلطان زِ چوگان...

تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم تو بگو عشق که مـن عــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط