عاشق تو به صد دلیل این دل مبتلای من

عاشق تو به صد دلیل این دل مبتلای من
بوسه زنم به نقش تو تا بشوی جلای من

در طلبت تا به سحر چشمه ی شور میشوم
سجده کنم به درگهت بگذری از جفای من

جان بدهم به پای تو گر بدهی مراد من
زنده شوم به عشق تو گر بشوی برای من

عاشق عشق تو شدم ای نگهت قرار دل
گر نشوی نفس مرا، این بشود جزای من

وای به من اگر شبی در ره من قدم نهی
تشنه ی آغوش توام ای همه ی هوای...
دیدگاه ها (۲)

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

"میشود دل بدهم دل بدهی؟"میشود قول بدهی دل نکنی؟میشود عاشقِ س...

حاضرم جان بدهم تا که تو درمان بشویحال و آشفتگی ام را سر و سا...

طلبت چیست بگو؟گفتم ای مرشد میخانه ی عشقدو سه پیمانه مرا مهما...

گفت :طلبت چیست بگو ؟گفتم ای مرشد میخانه ی عشقدو سه پیمانه مر...

یاد تو حس قشنگی ست که در دل دارم تو چه باشی چه نباشی نگهش می...

مجموعه شعرهای الهه پورعلی

بی قرارم!!، نه قراری که قرارم بشوی!!!من مسافر شوم و سوتِ قطا...

بی قرارم!!، نه قراری که قرارم بشوی!!!من مسافر شوم و سوتِ قطا...

چای دم کن با محبت میهمانت میشوممن همان قند دو پهلوی لبانت می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط