دهکده ی خوب ما

دهکده ی خوب ما

لک لک شاد و سفید
می گذرد با شتاب
می نگرد لحظه ای
عکس خودش را در آب
جنگلی از روی خاک
سر زده تا آفتاب
جنگل وارونه نیز
سبز شده زیر آب
در دل کوه و کمر
پیچ و خم دره ها
طعم علف های سبز
در دهن بره ها
سر زده از سنگ سرد
آتش آلاله ها
بر سر هر صخره ای
بازی بزغاله ها
خسته نفس می زند
اسب نجیب کهر
یال پریشان او
دست نسیم سحر
بوی خوش کاهگل
می وزد از پشت بام
کوچه پر از عابر است
بر لب آنها سلام
منظره روبرو
منظره ای آشناست
منظره دهکده
دهکده ی خوب ماست
دهکده ی ما ولی
در دل یک قاب بود
باز به خود آمدم
این همه در خواب بود
(قیصر امین پور)
دیدگاه ها (۱)

#پاییزتون‌پر‌از‌حس‌و‌حال‌خوب🍂🍁نمِ بارانِ پُر از حس دل‌انگیز#...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

🐎🇮🇷 شکوهِ آزادی در دل کویر؛ زیبایی اسب‌های وحشی یزدِ ایران! ...

پرنسس ناخواسته

غسل تعمید مسیح اثری از لئوناردو داوینچی

اسم: عشقی در تاریکی جنگلپارت ۹(از زبان راوی)هوا بعد از حرف‌ه...

I'm not jealous part 62+سلام بر عشق روز های تنهایی‌..جانم؟^ع...

007-پنهان در مه - پارت ۶۹

داستان دختر برفی

پارت ۴۷هنوز همهمه‌ی مهمان‌ها درباره‌ی تصمیمِ آقای کیم و خروج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط