{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

I'm not jealous

I'm not jealous
part 62
+سلام بر عشق روز های تنهایی‌..جانم؟

^علیک سلام..چرا اینقدر خوب حرف میزنی..نکنه مواد خورت کردن..سریع آدرس بده

خندیدم و گفتم

+نه سیسی..ویتامین صحبت کردن با خر ها ی خونم پایین افتاده بود الان جبران شد

^درد..روی آب بخندی..ببین من ازت یه خواسته دارم..اگه رومو زمین بندازی دیگه نه من نه تو

بادم خوابید
همین الان هم میدونستم چه درخواستی داره

+نه من سر قرار از پیش تعیین شده نمیام

^گوش کن مینجی..این دفعه خوب تکیه ایه..یارو خیلی خر پوله قیافه اش هم که نگم برات بیبی فیسه..از اوناست که ببینیش میگی اوه خدایا این تایپمه

+برای بار هزارم من سر قرار ن م ی ا م

کلافه لب زد

^ای بابا به خدا من از دست تو کچل شدم..همه ی همسنات یکی دو تا بچه دارن بعد تو مثل اسکولا نشستی داری برای من ناز میای

کلافه گردنم رو خاروندم و گفتم

+خیلی خب..باشه آدرس بده

از شرکت خارج شدم و از بچه ها خداحافظی کردم
در حالی که کت و شلوار اسپورت تنم بود و صدای پاشنه بلندم زمین رو می‌لرزوند به سمت محل قرار رفته بودم
همون پارکی بود که نزدیک خونه ی‌ جیمین بود
این دیگه کیه که همچین جایی رو برای قرار گذاشتن انتخاب کرده
از اون گذشته اسمش برام عجیب بود
اسمش ایوان بود
هه رین گفته بود خارج بزرگ شده به خاطر همین اسمشو عوض نکرده
گفته بود نزدیک پیست اسکیت هم دیگه رو ببینیم
در حالی که به بچه های شیطونی که داشتن بازی می‌کردن خیره شده بودم منتظر ایوان موندم
فقط میدونستم خوشگله
یعنی اطلاعاتم خداست
نگاهی به اطراف انداختم و بین زنگ زدن به ایوان و نزدن بهش دو دل شدم
دلم رو به دریا زدم و شمارشو گرفتم

+الو جناب ایوان تصمیم ندارید ظهور کنید ؟
دیدگاه ها (۲۲)

روباه کوچولوی من پارت سی و چهار ( رمانه داره میرینه به اعصاب...

HATE TO LOVE⁶(ویو:رز)خدمتکار:سرورم...پادشاهی بکجه تا چند دقی...

Enemys Embrsce [ part ۲۶ ]

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_31سرد رفتار میکرد ؟ فکر میکر...

free from the court (p4)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط