.

.

ميروم در خلوتِ دل صحبتی ديگر كنم
صحبت از اين روزگارِ بی در و پيكر كنم

می روم تـا جامـهٔ بیگانگی در بـر كنم
ميروم تا صحبت از انسانِ بۍياور كنم

می روم تنها ولی، با كوله باری از غـزل
تا غـزلها را همی من ثبتِ بر دفتر كنم

ميروم من خسته و افسرده با صد آرزو
مرگِ عشق و سايـهٔ بيگانـه را باور كنم

ميروم در بسترِ ايامِ بی فردای خويش
شِكوِه ها از شهوتِ، رندانِ بـازيگر كنم

ميروم تـا در پـنـاهِ زورقِ بشكسته ای
خاطراتِ زنـدگی را مثـلِ گل پرپر كنم

#پرستش_مددی


💫🎋
دیدگاه ها (۱)

ميروم در خلوتِ دل، صحبتی ديگر كنم صحبت از اين روزگارِ بی در ...

میروم درخلوت دل صحبتی دیگر کنمصحبت ازاین روزگارِ بی در و پیک...

میروم درخلوت دل صحبتی دیگر کنم صحبت ازاین روزگارِ بی در و پی...

میروم درخلوت دل صحبتی دیگر کنم صحبت ازاین روزگارِ بی در و پی...

میروم درخلوت دل صحبتی دیگر کنم صحبت ازاین روزگارِ بی در و پی...

میروم درخلوت دل صحبتی دیگر کنم صحبت ازاین روزگارِ بی در و پی...

میروم درخلوت دل صحبتی دیگر کنم صحبت ازاین روزگارِ بی در و پی...

میروم درخلوت دل صحبتی دیگر کنم صحبت ازاین روزگارِ بی در و پی...

میروم درخلوت دل صحبتی دیگر کنم صحبت ازاین روزگارِ بی در و پی...

ميروم درخلوت دل صحبتي ديگر كنم صحبت ازاين روزگارِ بي در و پي...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط