میروم درخلوت دل صحبتی دیگر کنم

میروم درخلوت دل صحبتی دیگر کنم
صحبت ازاین روزگارِ بی در و پیکر کنم

میروم تـا جـامـه بـیـگـانگی در بر کنم
میروم تا صحبت از انسان بی یاور کنم

میروم تـنـهـا ولی بـا کوله باری ازغزل
تـا غزلها را همی من ثبت بردفتر کنم

میروم من خسته و افسرده با صد آرزو
مرگ عشق و سایهء بیگانه را باور کنم

میروم در بـسـتـر ایـام بی فردای خویش
شکوه ها از شـهـوت رنـدان بـازیـگر کنم

میروم تـا در پـنـاه زورق بشکسته ای
خـاطرات زنـدگـی را مـثـل گـل پرپر کنم
دیدگاه ها (۳)

میرسد روزی که در تنهاییت یادم کنیفکر آن باشی که یکبار دگر شا...

در کجای این فضای تنگ بی آوازمن کبوترهای شعرم را دهم پروازشه...

اینو گذاشتم به یاد قدیم که کوردان مانای عزیزم تو ویس بود جاش...

سلام دوستان بازم تولد داریم تولد شراره جان عزیزمونه شراره جا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط