دلم کلبه ای میخواهد

دلم کلبه‌ای میخواهد
میان برفها
و در کوهستانی که جز تو
هیچکس آنجا نباشد

هر صبح بیدار شوم
ذوق کنم که برف باریده
که هوا سردتر شده
و تو با چشمانی خمار
در آغوش داغت پناهم شود
دیدگاه ها (۱)

نیستی و من، میانِ این همه سکوتنمی‌دانم با دلم چه کنم…هر شب ت...

دلم یک خانه‌ی قدیمی می‌خواهدیک حال و هوایِ سنتی و اصیلخانه‌ا...

پارت ۶۳

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

💙دلم یک خانه‌ی قدیمی می‌خواهدیک حال و هوایِ سنتی و اصیلخانه‌...

🔴 داستان کوتاهجوانی با شیخ پیری به سفر رفت. جوان در کنار برک...

دلم می‌خواست برگردم به همان عصر تابستانی که داشتم توی حیاط و...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

کپشننننننن گلایی نازمم🎀😫عروسک من😈🔞پارت شصت و هشت -برگرد عروس...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط