{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق ، شوری در نهادِ ما نهاد

عشق ، شوری در نهادِ ما نهاد

جانِ ما در بوتهٔ سودا نهاد

گفتگویی در زبانِ ما فکند

جستجویی در درون ما نهاد

داستانِ دلبران آغاز کرد

آرزویی در دلِ شیدا نهاد

رمزی از اسرارِ باده کشف کرد

رازِ مستان جمله بر صحرا نهاد

قصهٔ خوبان به نوعی باز گفت

کآتشی در پیر و در بُرنا نهاد

از خمستان جرعه‌ای بر خاک ریخت

جنبشی در آدم و حوا نهاد

عقلِ مجنون در کف لیلی سپرد

جان وامق در لب عذرا نهاد

دم به دم در هر لباسی رخ نمود

لحظه لحظه جای دیگر پا نهاد

چون نبود او را معین خانه‌ای

هر کجا جا دید، رخت آنجا نهاد

بر مثال خویشتن حرفی نوشت

نام آن حرف آدم و حوا نهاد

حُسن را بر دیدهٔ خود جلوه داد

منتی بر عاشقِ شیدا نهاد

هم به چشم خود جمال خود بدید

تهمتی بر چشم نابینا نهاد

یک کرشمه کرد با خود ، آنچنانکه :

فتنه‌ای در پیر و در برنا نهاد

کامِ فرهاد و مراد ما همه

در لب شیرین شکرخا نهاد

بهر آشوب دل سوداییان

خال فتنه بر رخ زیبا نهاد

وز پی برک و نوای بلبلان

رنگ و بویی در گل رعنا نهاد

تا تماشای وصال خود کند

نور خود در دیدهٔ بینا نهاد

تا کمال علم او ظاهر شود

این همه اسرار بر صحرا نهاد

شور و غوغایی برآمد از جهان

حسن او چون دست در یغما نهاد

چون در آن غوغا عراقی را بدید

نام او سر دفتر غوغا نهاد

🌷 🌷 🌷
دیدگاه ها (۱)

عشق، شوری در نهاد ما نهادجان ما در بوتهٔ سودا نهادگفتگویی در...

#دستخط_منـ_📚 عشق شوری در نهاد ما نهاد  جان ما در بوته‌ی سود...

‍قاضیِ کوفه حکم صادر کردکه حسین خارجی ست ای مردمبا خبر میشد ...

سلام به امیر المومنین علی بن ابی طالب

یادش بخیر:'( وقتی بی بیم زنده و سالم بود هر وقت میومد پیشمون...

ای بــرادر ای پـدر داری خـبراز خـدا از رسـول وحکـم شرعهردو چ...

یزدان درویشی شاعر بروجردی

معصومعلی مسکینی

استاد شهریار در پی یک تجربه عشقی،ترم آخرپزشکی را رها میکند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط