{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

((( عشق. )))

((( عشق. )))

آنکه بر عشقِ نگاری , دلِ شیدا دارد .
بر رخِ دلبرِ خود , شوقِ تماشا دارد .

چون مسلّح بُوَد ابروی کماندار به ناز .
تیر مژگان به دلِ خویش تمنّا دارد .

بی وفائی مکن ای دوست به دلداده یِ خود.
شرمساری چو در آن عالمِ عُقبی دارد .

رابطه نیست میانِ هَوَس و عشقِ برین .
عاشقی , معرفت از دولتِ برنا دارد .

آنکه شد ساکنِ گلزارِ وفا , دانم عظیم .
شأن و هم شوکتِ امروز به فردا دارد .
=================
شعر از عبدالعظیم عربی = خوزستان .
دیدگاه ها (۱۶)

((( شیدا )))بنگر ای شعر , دلم عاشق و شیدایِ توشد .ساکنِ ...

*** شیدا ***بنگر ای شعر , دلم عاشق وشیدایِ توشدساکنِ گلش...

*** غزالِ غزل ***این غزالِ غزلم , نافه ی خوشبودارد.چون ب...

مکن یار مکن یار مرو ای مه عیاررخ فرخ خود را مپوشان به یکی با...

گفتمش گرمی آغوش تو غوغا دارد گفت فریاد نگاهم همه را وا دارد ...

***** شیدا *****بنگر ای شعر , دلم عاشق و شیدایِ تو شد .س...

گفتمش گرمی آغوش تو غوغا دارد گفت فریاد نگاهم همه را وا دارد...

گفتمش گرمی آغوش تو غوغا دارد گفت فریاد نگاهم همه را وا دارد ...

گفتمش گرمی آغوش تو غوغا دارد گفت فریاد نگاهم همه را وا دارد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط