{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتمش گرمی آغوش تو غوغا دارد

گفتمش گرمی آغوش تو غوغا دارد
گفت فریاد نگاهم همه را وا دارد

گفتمش باغ نگاه تو هوس انگیز است
گفت هم شهد لبم موج تمنا دارد

گفتمش واژه شیرین وفا ، افسانه
گفت هرعشوه فروشی غم فردا دارد

گفتمش مزرعه عشق بسی رنگین است
گفت هنگامه بی تو چه تماشا دارد

گفتمش رنگ افق چیست بهنگام سحر
گفت از سرخی شرمنده نشانها دارد

گفتمش راز صف آرایی انجم به سما
گفت پرونده آن معرکه شیدا دارد

گفتمش عطر نفسهای تو دل انگیز است
گفت انگیزه هر وسوسه دنیا دارد
دیدگاه ها (۳)

همیشه از چشمانت می ترسمراستش را بخواهیاز زیبایی این چشم ها م...

امشب از داغ غمت،، دل را چراغان میکنمتا سحر بیدارم امشب،، با ...

باز با آیات عشقت مست و بیمارم نکن شعر، خوابم میکند ، آرام، ب...

مثل یک فاجعه درگیر نگاهت شده ام لحظه ای دیدمت آکنده ز آهت شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط