مردی نزد بایزید بسطامی آمد و گفت که به مدت سی سال روزه دا

مردی نزد بایزید بسطامی آمد و گفت که به مدت سی سال روزه داشته و مشغول عبادت بوده اما هیچ نشانی از نزدیکی به خداوند در خود نمی بیند .
بایزید در پاسخ گفت :
اگر صد سال دیگر هم به این کار ادامه دهد اتفاقی برای او رخ نخواهد داد .
اصلا مساله زمان نیست ،
اگر کار اشتباهی را تا ابد نیز انجام دهید ، اتفاقی رخ نخواهد داد .
ولی اگر عمل درستی را حتی برای یکبار انجام دهید کافی است .
او باید مردی محاسبه گر باشد ،
در غیر اینصورت چگونه می تواند لحظات عشق و عبادت را بشمرد ؟ وقتی معامله در کار باشد عشق و عبادت ارزشی ندارد .
دیدگاه ها (۲)

#حکایت  🍁 مردی نزد بایزید بسطامی  رفت و گفت که  سی سال روزه ...

#در_آغوش_شیطان🩸 خلاصهدر جهانی که مرز میان انسان‌ها و موجودات...

«𝓴𝓪𝓯𝓮𝓱 𝓪𝓻𝓪𝓷 𝓮𝓼𝓵𝓸»« پارت : ۱ » الان دو سال شده بود که سوکجین ...

🚩 لحظه صفر و هفته سرنوشت‌ساز 📝 دشمن چگونه فکر می‌کند؟ ▪️ از ...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 25#فیکشن #لینوصدای رعد توی آسمون پی...

پشت نقاب عشق 💗نویسنده: جئون جنیا.ت: «کوکی… باید باهات حرف بز...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۸۲لیویا چونش لرزید و...

برای یکا یک شمادوستان عاليقدر آرزوی تنی سالم و روحی ملکوتی و...

1️⃣راهکار اول برای بهترین مرد بودن❌ من دیگر خسته نباشید نمی ...

هر چند وقت یک بار بد نیست ۵ قانون مهم دنیا را برای درک بهتر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط