{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در كودكی پاكن هایی ز پاكی داشتیم،

در كودكی پاكن هایی ز پاكی داشتیم،
يک تراش سرخ لاكی داشتیم،
كیفمان چفتی به رنگ زرد داشت،
دوشمان از حلقه هایش درد داشت،
گرمی دستانمان ازآه بود،
برگ دفترهایمان از كاه بود،
تا درون نیمكت جا میشدیم،
ما پُر از تصمیم كبری میشدیم،
باوجود سوز و سرمای شدید،
ریزعلی پیراهنش رامیدرید،
كاش میشد باز كوچک میشدیم، لااقل يک روز كودک میشدیم!!


پیشاپیش پاییزتون مبارک!
دیدگاه ها (۸)

اخرین روز دوشنبه شهریور ماهت به خیر دوست من..بی خیال نداشته ...

دیدم مادرم داره آش درست میکنه سوال کردم :مادر...آش چی می پزی...

کجاست آن خواب و خیال هایم؟!…کجاست آن همه ذوق رسیدن به آینده؟...

عکس بچگی هام.یادش بخیر. ولی همون پرستو دل نازکم

در كودكی پاكن هایی ز پاكی داشتیم، يک تراش سرخ لاكی داشتیم،كی...

در كودكی پاكن هایی ز پاكی داشتیم، يک تراش سرخ لاكی داشتیم،كی...

در كودكی پاكن هایی ز پاكی داشتیم، يک تراش سرخ لاكی داشتیم،كی...

در كودكی پاكن هایی ز پاكی داشتیم، يک تراش سرخ لاكی داشتیم،كی...

در کودکی:
پاکن هایی ز پاکی داشتیم،یک تراش سرخ لاکی داشتیم،کی...

در کودکی: پاکن هایی ز پاکی داشتیم،یک تراش سرخ لاکی داشتیم،کی...

در كودكي پاكن هایی ز پاكي داشتیم يك تراش سرخ لاكی داشتیم كیف...

کاش میشدکوچک میشدیم ...درکودکی:پاکن هایی ز پاکی داشتیم...یک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط