{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در كودكي پاكن هایی ز پاكي داشتیم يك تراش سرخ لاكی داشتیم

در كودكي پاكن هایی ز پاكي داشتیم يك تراش سرخ لاكی داشتیم كیفمان چفتی به رنگ زرد داشت دوشمان از حلقه هایش درد داشت گرمی دستانمان ازآه بودبرك دفترهایمان از كاه بودتا درون نیمكت جا میشدیم ما پراز تصمیم كبري میشدیم باوجود سوزوسرماي شدیدریزعلی پیراهنش رامیدریدكاش میشد باز كوچك میشدیم لااقل يك روز كودك میشدیم!!پاییزتون مبارک!
دیدگاه ها (۱)

عجب معجزه ای می کند این گذشتزمانبگذار صادقانه بگویم :آنکه قد...

دیررسیدن...باهرگزنرسیدن...هیچ فرقی نمیکند.وقتی تو...درهیچ کج...

...

نظرتون چيه؟

کجاست آن خواب و خیال هایم؟!…کجاست آن همه ذوق رسیدن به آینده؟...

عکس بچگی هام.یادش بخیر. ولی همون پرستو دل نازکم

در کودکی: پاکن هایی ز پاکی داشتیم،یک تراش سرخ لاکی داشتیم،کی...

در كودكی پاكن هایی ز پاكی داشتیم، يک تراش سرخ لاكی داشتیم،كی...

در كودكی پاكن هایی ز پاكی داشتیم، يک تراش سرخ لاكی داشتیم،كی...

در کودکی:
پاکن هایی ز پاکی داشتیم،یک تراش سرخ لاکی داشتیم،کی...

در كودكی پاكن هایی ز پاكی داشتیم، يک تراش سرخ لاكی داشتیم،كی...

در كودكی پاكن هایی ز پاكی داشتیم، يک تراش سرخ لاكی داشتیم،كی...

در كودكی پاكن هایی ز پاكی داشتیم، يک تراش سرخ لاكی داشتیم،كی...

در کودکى : پاکن هایی ز پاکى داشتيم,يک تراش سرخ لاکى داشتيم,ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط