{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در کودکى :

در کودکى :

پاکن هایی ز پاکى داشتيم,
يک تراش سرخ لاکى داشتيم,
کيفمان چفتى به رنگ زرد داشت,
دوشمان از حلقه هايش درد داشت,
گرمى دستانمان از اه بود,
برگ دفترهايمان از کاه بود,
تا درون نيمکت جا ميشديم
ما پر از تصمیم کبری ميشديم,
با وجود سوز و سرماى شديد,
ريز على پيراهنش را ميدريد,
کاش ميشد باز کوچک ميشديم
لااقل يک روز کودک ميشديم!!
دیدگاه ها (۴)

دیروز رفتیم سرِ خاکِ مادربزرگم دارم با یه تیکه سنگ کوچولو می...

اگه تونستیناگه خواستیناگه دلشو داریناگه تحملشو داریناگه رآفت...

ازفکرگناه پاک بودن عشق است ازهجرتوسینه چاک بودن عشق است آن ل...

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

کجاست آن خواب و خیال هایم؟!…کجاست آن همه ذوق رسیدن به آینده؟...

عکس بچگی هام.یادش بخیر. ولی همون پرستو دل نازکم

در كودكی پاكن هایی ز پاكی داشتیم، يک تراش سرخ لاكی داشتیم،كی...

در كودكی پاكن هایی ز پاكی داشتیم، يک تراش سرخ لاكی داشتیم،كی...

در كودكی پاكن هایی ز پاكی داشتیم، يک تراش سرخ لاكی داشتیم،كی...

در كودكی پاكن هایی ز پاكی داشتیم، يک تراش سرخ لاكی داشتیم،كی...

در كودكی پاكن هایی ز پاكی داشتیم، يک تراش سرخ لاكی داشتیم،كی...

در کودکی:
پاکن هایی ز پاکی داشتیم،یک تراش سرخ لاکی داشتیم،کی...

در كودكي پاكن هایی ز پاكي داشتیم يك تراش سرخ لاكی داشتیم كیف...

در کودکي پاکن هايي ز پاکي داشتيم يک تراش سرخ لاکي داشتيم کيف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط